گروه فرهنگوهنر ـ بهروز آگاه از همراهان دیرینهی همایون صنعتیزاده است. او در برنامهی شب همایون که به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت همایون صنعتیزاده در کتابسرای اردیبهشت کرمان برگزار شد، به یاد او و از او با حاضرین سخن گفت. به گزارش خبرنگار فردایکرمان، بخشی از سخنان آگاه را در ادامه میخوانید:
«هرکس که اینجا نشسته است لابد میداند که آقای صنعتی یک نابغهی عجیب و غریبی بود و من یکدفعه به او گفتم فکر میکنم تو هزار و 500 سال عمر کردی. گفت چهطوری؟ گفتم اگر متوسط عمر را 75 سال بگیریم تو 20 کار عظیم انجام دادهای که یک شخص تمام عمرش طول میکشد تا یکی از این کارها را انجام بدهد. یکی از کارهایی که صنعتی کرده و نگفته و شاید در جریان نباشید، درست کردن تیم پرسپولیس بوده است. این را هم خیلی شانسی متوجه شدم. یادم هست بچه که بودم یکدفعه تیم پرسپولیس آمده بود کرمان و در پرورشگاه صنعتی اقامت داشت. برای من این قضیه خیلی عجیب بود. تعجب کردم که چرا تیم پرسپولیس باید در پرورشگاه صنعتی باشد؟ در یکی از سفرهایی که در بندرعباس با ایشان بودم، پرسیدم: راستی من یک چیزی که همیشه یادم رفته از تو بپرسم این است که چرا تیم پرسپولیس باید در پرورشگاه صنعتی باشد؟ گفت چون نمیخواستم پول هتل بدهم. گفتم یعنی چه؟ گفت: چون تیم را خودم درست کرده بودم. رئیس آن زمان تیم پرسپولیس ظاهرا از همراهان آقای صنعتی بوده است... سابقهی آشنایی من با آقای صنعتیزاده به حدود سالهای 1310، 1311 برمیگردد. وقتیکه پدر و مادرشان در تهران از یکدیگر جدا میشوند و ایشان نزد پدربزرگشان در کرمان میمانند. از آن زمان با پدر من، همکلاس و دوست میشوند و این دوستی تا زمانی که پدر در قید حیات بودند ادامه پیدا میکند و ما هم ایشان را میدیدیم. ایشان زمانیکه از دانشگاه فارغالتحصیل شدند و برگشتند من هم از تور خارجم برگشته بودم و از آن به بعد بیشتر در خدمتشان بودم. و در چند سالِ بعد از فوت شهین خانم هم در خدمتشان بودم. ایشان یک شخص کممصرف و پرکار بود و تقریبا میتوانم بگویم که او تمام فکر و ذهن و وقتش را برای مملکت گذاشت. برای همین یک آدم خیلی ملی بود. سعی میکرد با همین ترویج کار راهانداختن در جاهای مختلف و جورهای مختلف، به آبادانی و نوآوری کمک کند. مثلا وقتی که همین گل را به لالهزار برد همه میدانند که چه داستانی داشته و چطور با صبر و حوصله نشان داد که برای کار درست راه انداختن، سرمایهی اولیه باید صفر باشد و زور فکری و جسمی آدم باید سرمایه باشد.
اینکه میگویم او آدم کممصرفی بود منظورم این است که سعی میکرد حرامکاری نکند، چیزی را که احتیاج نداشت، نداشته باشد. قانع بود. یک زندگی حداقلی داشت در حالیکه از نظر مالی شاید چند 100 میلیارد برای پرورشگاه به پول امروز، ارث جا گذاشت. در حالیکه میتوانست جور دیگری زندگی کند، اما نکرد. همان خانهی پدربزرگش را بازسازی کرد و همانجا زندگی کرد و با همان آدمهای قدیمی که دور و برش بودند. در کل ممکلت امروز ما مصرفی شده و مردم عادت کردهاند به اسراف و دور ریختنِ چیزی. ایشان سرمشق خوبی بود برای اینکه طور دیگری هم میتوان زندگی کرد. همایون صنعتیزاده دانشگاه نرفت. اما یک دورهی مدیریت دانشگاه هاروارد را به صورت فشرده در عرض یکسال گذراند که خیلی هم به او فشار آمد. من فکر میکنم اگر صنعتی الان بود، به جوانان امروزی میگفت سعی کنید روی سایتهای اجتماعی نروید، وقتتان را با اینها حرام نکنید و بیشتر به فکرتان بپردازید و سعی کنید از خلاقیت، فکر، پشتکار، ابتکار و راستی و درستی خودتان استفاده کنید. اگر صنعتی بود میگفت بزرگترین رندی در این مملکت راستی و درستی و پاکی است. چون اینروزها این خصوصیات کم پیدا میشود و هرکس آن را داشته باشد حتما جلوتر از بقیه است.
اگر ما حتی یکی دو ویژگی از اخلاق صنعتی را در ذهن بسپاریم و توسط آن یکی دو نکته، کمی پیرامون خود را بهتر کنیم، همان کافی است. فکر نکنم تمام ایران از نظر خلاقیت و طرز فکر و تجربیات شخصیشان از 70، 80 سال پیش به اینطرف، مثل صنعتی دیده باشد.
در مورد آثار سهراب سپهری هم بگویم که ایشان 150 تابلو از سهراب داشتند. از ایشان پرسیدم چرا اینقدر تابلوی سهراب سپهری دارید؟ گفت: من اینها را هر عدد 50 تا یک تومن خریدم. ولی هفت هزار و 700 تومان را به او ندادم و گفتم به جای این پول، یک سال تو را به ژاپن میفرستم. و خیلیها میگفتند سهراب سبکی را که به دست آورد وقتی به دست آورد که از ژاپن برگشته بود».
به گزارش فردایکرمان، همایون صنعتیزاده که چهارم شهریور ۱۳۸۸ خورشیدی در دامنهی کوههای لالهزار آرمید، متولد سال ۱۳۰۴ در تهران است. او ناشر، نویسنده، مترجم و کارآفرین و فرزند عبدالحسین صنعتی از نخستین داستاننویسان ایرانی است. روزنامه دنیای اقتصاد در معرفی او نوشت: «همایون کودکی خود را در کرمان و نزد پدربزرگ و مادربزرگش گذراند. در دبیرستان کالج (البرز کنونی) در تهران درس خواند و در همین مدرسه با ایرج افشار آشنا شد، اما همزمان با شهریور ۱۳۲۰، دبیرستان را ناتمام رها کرد و به کرمان آمد و در کار تجارت و ادارهی امور پرورشگاه به پدر کمک کرد. صنعتیزاده در دهههای ۳۰ و ۴۰ خورشیدی در عرصهی چاپ و نشر در ایران تحولی جدی پدید آورد». یکی از مهمترین اقدامات او، راهاندازی شعبهای از موسسه انتشارات فرانکلین در ایران در سال ۱۳۴۴ خورشیدی است که ترجمهی بسیار از آثار خارجی را بهدنبال داشت.
او به جز فعالیتهای ارزشمند فرهنگی خود، در حوزهی اقتصاد نیز صاحب فکر و ایدههایی نو و نتیجهبخش بود که از جمله آنچه او انجام داد کشت گل در لالهزار بردسیر و تاسیس گلاب زهرا است. به نقل از دنیای اقتصاد، او همچنین تعدادی بنگاه تجاری و مرکز صنعتی موفق دیگر را نیز بنیان نهاده که از جملهی آن میتوان به شهرک خزرشهر در مازندران، کاغذسازی پارس، کشت مروارید در کیش و رطب زهره، اشاره کرد. یادش گرامیباد.
*به گزارش فردایکرمان، اخبار و گزارش های دیگر از این مراسم نیز در سایت منتشر شده است.
1669
بهروز آگاه در شب همایون صنعتیزاده در کرمان:
صنعتیزاده یک نابغه بود

نظر خود را بنویسید