فردای کرمان ـ محمد لطیفکار: تا پایان سال یک هفته بیشتر نمانده است؛ دعا میکنم هرچه زودتر این چند روز هم سپری شود، و این سال «برود و دیگر بر نگردد»! همهی ما شاهد بودیم چه جانهای بسیار و شریفی امسال از دست رفت، که غصهی آنها به این زودی تمامی ندارد.
در اینجا قصد ندارم به این اتفاقات نگاهی هرچند گذرا داشته باشم، اما به مناسبتی که خواهم نوشت، در نظر دارم تنها به یکی از انسانهای فرهنگی و نازنین کرمان که در ابتدای تابستان امسال ناگهان از میان ما رفت، و داغدارمان کرد، اشاره کنم.
زنده یاد حسین ودیعتی اگر زنده بود، امروز ۵۷ ساله میشد و قاعدتا باید برایش جشن تولد میگرفتیم.. او متولد ۲۱ اسفندماه ۱۳۴۷ در کرمان بود، اما خیلی خیلی زود از میان ما رفت. از دست دادن او همهی کسانی که در کرمان او را میشناختند، به ویژه طرفداران میراث فرهنگی این سرزمین را در اندوهی عمیق فرو برد.
مرحوم ودیعتی از جمله بازاریهای فرهنگدوست، مهربان و عاشق زندگی بود که در قیصریه ایراهیمخان ظهیرالدوله فعالیت اقتصادی میکرد، و بالاتر از آن، تقریبا تمام دلمشغولی او تلاش برای نشان دادن عظمت و بزرگی فرهنگ کرمان بود. او در این عرصه تمام قد ایستاده بود و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکرد. حاصل کار او البته به ثمر نشست و عاقبت موفق شد مجموعهی ارزشمند تاریخی و زیبای ابراهیمخان ظهیرالدوله را در کانون توجه علاقهمندان به میراث فرهنگی کرمان قرار دهد.
اما این موفقیت ساده به دست نیامد. او برای احیاء و معرفی میراث فرهنگی و هنری و تاریخ کرمان از بذل مال و جان خویش دریغ نکرد، و عاشقانه عمر گرانبهای خود را، صرف حفظ و بالندگی این مجموعه کرد.

کوششهای ودیعتی در حوزه میراث فرهنگی کرمان فراوان بود، و ذکر همهی آن موارد در این یادنامهی کوتاه نمیگنجد. با این وصف، حیفام میآید به سه مورد از تلاشهای ماندگار او در مرمت و معرفی مجموعه ابراهیمخان اشارهای نکنم، چون اقدامات او باعث شد این مجموعه به یک مقصد مهم دیداری و گردشگری کرمان تبدیل شود، و ما امروز با افتخار به این مکان سر بزنیم و اگر مسافری به کرمان آمد، این مجموعه را به او با عنوان یکی از مهمترین اسناد تاریخی و فرهنگی نشان بدهیم.
مرحوم ودیعتی حمام تاریخی ابراهیمخان که رو به نابودی میرفت را طی چهار سال فعالیت شبانهروزی با هزینهی شخصی مقاومسازی و مرمت کرد؛ پس از آن، با بنیانگذاری موزه سیم و زر کرمان در این مکان، در واقع در این بنای تاریخی دو موزهی مهم راهاندازی کرد. موزه اول، همین حمام تاریخی ابراهیمخان است که از نظر زیبایی زبانزد اهالی فرهنگ و هنر است، و دوم موزه سیم و زر کرمان است که در حقیقت شناسنامهی هنرمندان و استادان طلاساز کرمان به شمار میرود؛ اگرچه غالب این هنرمندان متاسفانه در برههای از تاریخ که با هجوم آقامحمدخان به کرمان مقارن بود، در گمنامی زندگی کردند و امروز به جز آثاری که از آنها به یادگار مانده است، ما در مورد آنها هیچ شناخت دیگری نداریم!
تلاش دیگر ودیعتی مقاومسازی و مرمت قیصریه ابراهیمخان ظهیرالدوله بود. این بنای تاریخی یک یادگار ماندگار و بینظیر است. در حالیکه این قیصریه تاریخی با قدمتی قریب دو قرن، به شدت فرسوده شده بود، او در اوایل دههی ۹۰، با همیاری کسبهی این قیصریه، اقدام به مرمت و بهسازی آن کرد. این مکان تاریخی، که اینک از نظر زیبایی در کرمان منحصر به فرد است، امروز به عنوان مهمترین بازار سنتی تجارت طلا و جواهرات کرمان مورد توجه گردشگران قرار دارد.
مرمت ساعت و برج تاریخی پشتبام مدرسه ابراهیمیه، از دیگر کوششهای ماندگار زندهیاد ودیعتی است. این ساعت و برج آن دههها بود که تخریب شده بود، و هیچ نهادی هم به فکر احیاء و مرمت آن نبود. او اما با صرف زمان و هزینه شخصی این اقدام ارزشمند را انجام داد؛ بهطوریکه اینک صدای زنگ این ساعت قدیمی و خاطرهانگیز، یادآور تلاشهای مردی است که تا در میان ما بود، هر لحظه نگران احوال میراث فرهنگی کرمان بود.
در دو سال اخیر که حمامموزه جواهرات کرمان راهاندازی شده بود، بدون تردید صدها، و بلکه هزاران گروه فرهنگی مشتاق میراث و تاریخ کرمان از آن بازدید کردند؛ آن روزها با همهی رنجی و خستگی که داشت، او را بارها دیدم که برای معرفی موزه و حمام سر از پا نمیشناخت؛ و با افتخار و غرور در مورد گذشته کرمان صحبت میکرد. برای همین بود که در زمان کوتاهی نام ودیعتی بهخاطر این تلاشها بر سر زبانها افتاد، و روایتهای زندگی او مایهی دلگرمی علاقهمندان به میراث فرهنگی شده بود...
اما افسوس که دست اجل مهلت نداد تا او این امور مهم را پی بگیرد و دستکم خودش هم با لذت طعم میوهی شیرین آن را بچشد. درست در اوج برنامههایی که دنبال میکرد ناگهان در پنجم تیرماه این خبر اندوهبار در کرمان پیچید که ودیعتی به سفر ابدی رفت...
در مورد مرحوم ودیعتی و کارهایی که انجام داد حرف و سخن زیاد است؛ او نه تنها به مجموعهی تاریخی و فرهنگی ابراهیمخان جان داد، که توانست با کارهایش روح تازهای در جان فرهنگ و هنر و گردشگری کرمان بدمد... روحش شاد و یادش همواره گرامیباد.
« عکس ها: محمد لطیف کار»
نظر خود را بنویسید