فردای کرمان ـ گروه فرهنگ و هنر: تجاوز نظامی و بمبارانهاییکه آمریکا و اسرائیل علیه موجودیت ایران و ایرانی به راه انداختهاند، اگرچه تاکنون خللی در روال عادی زندگی بیشتر افراد جامعه ایجاد نکرده و مردم با همان مناسبات همیشگی به زیست ادامه میدهند، اما لایههای پنهانی از اضطراب و عدم قطعیت را به زیست جمعی ما افزوده است. در چنین شرایطی دنیای داستان به ما امکان مواجههی آگاهانه با واقعیتهای ناخوشایند را میدهد.
به گزارش ایرنا، ادبیات داستانی نه مُسکنی برای فراموشی و نه راهی برای فرار از آن چیزی است که در پیرامون ما در حال وقوع است؛ بلکه پناهگاهی است که به مخاطب فرصتی میدهد تا همزمان در جهان موازی دیگری نیز زندگی کند.
بهگزارش فردای کرمان، به نقل از ایرنا، در این روزها که جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل به ایران تحمیل شده، این جهان موازی، شهروندان بسیاری پیدا کرده است به خصوص اینکه در فضای ملتهب کنونی، تمرکز کردن و مطالعه متون جدی کار چندان راحتی نیست. چرا و چگونه، ادبیات داستانی میتواند به افزایش تاب و توان جامعه در وضعیت جنگی کمک کند؟
در جهان تخیل همهچیز ممکن است
یک نویسنده و روزنامهنگار کرمانی به خبرنگار ایرنا میگوید: در جهان تخیل همهچیز ممکن است. بسیاری از ما نسبت به لذت غوطهور شدن در جهان تخیل آگاهی داریم؛ دنیایی که همهچیز در آن پُرشور، رهاییبخش و البته منسجمتر از آن چیزی است که در دنیای واقعی تجربه میکنیم.
حامد حسینیپناهکرمانی با بیان اینکه ادبیات، زهدانِ تخیل است و فراتر و متفاوتتر از دیگر هنرها، قدرتِ زایندگی دارد، میافزاید: مهمترین کاربرد ادبیات در راستای تابآوری، مطالعه به قصدِ رهایی و فاصله گرفتن از روزمرگیهاست، پناه آوردن به ادبیات در شرایط دشوار فردی و اجتماعی، میتواند راهکاری برای خارج ساختن ما از کارزارِ دغدغههای روزمره به حساب آید به گونهای که بتوانیم با شهامت و انگیزهای دوچندان به میدان مقابله با دغدغههای ذکر شده بازگردیم.
این داستاننویس کرمانی ادامه میدهد: برای مثال، مطالعه رُمان یکی از اصلیترین روشهای تحمیل نظم به زندگیهای نامنظم و پرفرازونشیبِ ما محسوب میشود.
حسینیپناه کرمانی توضیح میدهد: ما همزمان با مطالعه، در حال زیستن هستیم؛ خواه از آن آگاه باشیم یا خیر؛ بنابراین ادبیات یک منبع حیاتی برای بازخوانی زندگی ما محسوب میشود که سرشار از نکاتِ ظریف، انسانی و در راستای حلوفصل تنازعات فردی و اجتماعی است؛ از همین رو، بسیاری از داستانها، بهخصوص داستانهای کلاسیک بر کنار آمدن با درگیریهای درونیِ انسان یا شرایط دشوارِ پیرامون او متمرکز هستند.
این پژوهشگر ادبیات داستانی و منتقد ادبی خاطرنشان کرد: تمام وضعیتهای بشری، چه در حوزه فردی و چه در شرایط اجتماعی، در داستانهای مختلف بارها تکرار و بازآفرینی شدهاند و شخصیتهای اصلی و فرعی داستانها بارها درگیر موقعیتهای بسیار دشوار همچون فقر، بیماری، مرگ و جنگ شدهاند.
وی با بیان اینکه خواندن شعر یا داستان میتواند نوعی تمرینِ همدلی هم باشد، اظهار میکند: همذاتپنداری با شخصیتهای یک رمان یا نمایشنامه بهخصوص قهرمانان داستان میتواند قوه ادراک ما را تقویت کند و به ما در راستای درک وضعیت افرادی که نسبت به خودمان شرایط زندگی متفاوت یا مشابهی دارند، کمک کند؛ این موضوع میتواند به تقویت نگرش همدلانه نسبت به خود و دیگران نیز منجر شود.
این نویسنده کرمانی میافزاید: هنگامی که از طریق مطالعه، نسبت به مسیر پرفراز و نشیب شخصیتهای داستان آگاهی مییابیم، میتوانیم از میزانِ خودانتقادی کاسته و به نقش مبارزاتی خود در مقابله با تنازعات درونی و بیرونیِ خویش احترام بگذاریم.
شکفتن امید از دل داستان
هستی قاسمیراد یکی دیگر از نویسندگان کرمانی است که درباره ظرفیت ادبیات داستانی برای افزایش تاب و توان جامعه در بحرانها با خبرنگار ایرنا گفتوگو کرده است.
وی میگوید: داستان جهان دیگری است؛ جهانی که با شخصیتها همراه میشوی و تو را تا جایی که خودشان بخواهند میبرند و در آن غرق میشویم. غرق شدن در داستان در زمانهای که جنگ لابهلای تکتک شاخههای نورس و جوانههای زیبای طبیعت سر میگیرد، امید را شکوفا میکند.
نویسنده مجموعه داستان «دفتری که چشم داشت» افزود: قطعا همراه شدن در جهان تخیل و قصه میتواند روان ما را از آسیبهایی که ناخودآگاه ایجاد میکند، محافظت کند.
قاسمیراد ادامه میدهد: فرض کنیم صدای موشک و تیراندازی از بالای پشتبام خانهها در آسمانی صاف و مهربان بلند شود؛ در آن دم، تو آرام در گوشهای پناه بگیری و چند نفس عمیق بکشی و بعد کتاب داستانی را برداری و خودت را وسط حادثههای داستان بگذاری؛ چه میشود؟
وی تصریح میکند: داستان شفا میدهد، داستان تو را قویتر میکند و وقتی سرگذشت شخصیتها و حادثههای پر ملال را بخوانی، انگیزهات برای زندگی چند برابر میشود.
این نویسنده کرمانی میافزاید: زندگی در لحظه همین است؛ لحظههایی که کنار هم عمر را میسازد. کتاب را که ورق میزنی، لحظهات را میسازی، لحظه پر از تخیل میشود، ضربان قلبت آرام میگیرد و فکرها محوِ قصه میشوند؛ این خاصیت درمانیِ داستان است.
قاسمیراد با اشاره به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که در ماه مبارک رمضان صورت گرفته است، اظهار میکند: رمضان، از دیرباز برای ما علاوه بر مذهب، سنتِ ریاضت بدن بوده و هست؛ سنتِ بیداریِ سحر، سنت عبادت که خود، شفای روح است. جنگِ کنونی برای ما غافلگیرکننده بود. هضم تمامی این اتفاقات، روحی صبور و تنی آرام میطلبد. پناه آوردن به داستان، ابزار شکوهمندی برای تنآرامی است.
این داستاننویس کرمانی اضافه میکند: حادثهها ما را قویتر میکنند چون لحظهها را حس میکنیم و قدم میزنیم در زمان، در هیاهوی صداها و بمبها. عجیب نیست اگر خودمان در آینده، داستانهایی از شهامت خواهیم شد.
داستان بهمثابه راهحل
یکی دیگر از داستاننویسان کرمانی درباره اینکه ادبیات داستانی چطور به افزایش تابآوری جامعه در وضعیت جنگی کمک میکند؟ میگوید: پیش از اینکه پاسخی به این پرسش بدهم یادآور بشوم که رشد و تکوین ادبیات داستانی با شرایط اجتماعی رابطهای نزدیک دارد به گونهای که بحرانهای اجتماعی و سیاسی بستر مناسبی برای ادبیات داستانی به شمار میرود.
لیلا راهدار میافزاید: جنگ جهانی اول و در پی آن جنگ جهانی دوم، فقر، گسترش افکار سیاسی و ایجاد تودهها، همچنین تبعیض و مسائل مربوط به آن، موجب ایجاد نخستین جرقههای داستاننویسی در ایران شد و نخستین نویسندگان ما شروع به نوشتن رمانهای تاریخی کردند که از آن جمله عبدالحسین صنعتیزاده کرمانی است که با کتابهای «انتقامخواهان مزدک» و «مجمع دیوانگان» جرقه نوشتن رمان را بر افروخت.
وی با تاکید بر اینکه شرایط بحرانی فضایی مناسب برای خلق آثار ادبی است، ادامه میدهد: در چنین شرایطی، اجتماع نیاز بیشتری به ادبیات بهعنوان مرهمی التیامبخش برای تحمل سختیها دارد.
این مدرس داستاننویسی میگوید: خواندن کتابهای داستانی میتواند به درک شرایط و حل بحران کمک کند به خصوص داستانهای سبک رئالیسم که الهامگرفته از زندگی انسانها هستند و خواننده را به دل شرایط سخت برده و به مرور در وضعیت حل بحران قرار میدهد.
راهدار همچنین اظهار میکند: ما با درک و دانستن قصههای افراد، میتوانیم به شناخت بهتری از خویش و اوضاع اجتماعی برسیم.
وی میافزاید: ادبیات داستانی خود محصول بحران است و خواننده آثار ادبیات داستانی با همذاتپنداری که ایجاد میشود، میتواند پایان روایت را حدس بزند و منطبق با شرایط موجود کند یا از راهحلهای شخصیتهای داستان در کنترل شرایط بهره جوید و استفاده کند.
این داستاننویس کرمانی میگوید: خواندن داستان علاوه بر اینکه انسان را سرگرم میکند، با ایجاد موقعیتی بهمنظور پیدا کردن خط داستانی و گمراه کردن ذهن، البته به روشی کاملا اصولی میتواند در حل بحران بسیار کارساز باشد.
نظر خود را بنویسید