فردای کرمان ـ خلیل هماییراد: ۱- وبگاه خبری ـ تحلیلی «پالتیکو» بامداد روز ۲۸ فروردین نوشت که باوجود ادعاهای رئیس جمهور امریکا درباره داشتن کارتهای برنده، ممکن است برای رسیدن به توافق با ایران مجبور به عقبنشینی شود. این رسانه به نقل از یک مقام ارشد از یک کشور حاشیه خلیج فارس و مطلع به روند مذاکرات آمریکا و ایران، گزارش داد: «فکر میکنم او (ترامپ) سازشهای بیشتری را خواهد پذیرفت؛ زیرا به شدت خواهان پایان دادن به این جنگ است.»
این مقام عربی که نامش فاش نشد، به پالتیکو گفت: ترامپ دربارهی مذاکرات جدی است و بهشدت میخواهد این [جنگ] پایان یابد، اما ایرانیها تاکنون از دادن آنچه که او برای حفظ آبرو و خروج از بحران نیاز دارد، خودداری کردهاند.
۲ـ «اگر توافقی با ایران امضا شود؛ خودم مستقیماً به پاکستان خواهم رفت.» این را دونالد ترامپ روز گذشته در "سوشال تروث" نوشته بود و اگر از منظر روانشناختی به منازعهی ایران و امریکا نگاه کنیم؛ استفاده از ویژگیهای روانی ترامپ یک فرصت بینظیر برای جمهوری اسلامی ایجاد نموده که میتواند از دستاوردهای میدان نبرد و حضور امنیتساز مردم؛ در جهت منافع حداکثری استفاده کند و نقشه اوانجلیستی ـ صهیونی برای استمرار جنگ و نابودی زیرساختها و تجزیه کشورهای منطقه را خنثی نماید.
۳ـ تحلیل روانشناختی فردی ترامپ بیانگر آن است که باید اجازه داد او نمایش خود را به اجرا بگذارد و ایران میتواند از کارت بازی خود در تنگه هرمز و محدودیتهای زمانی ترامپ (سفر قریبالوقوع به چین؛ جامجهانی و انتخابات کنگره) به موقع استفاده کند.
۴- جنگهای ۱۴۰۴ میتوانست شروع نشود که با توطئه صهیونیستها و اوانجلیستها و استفاده از نقاط ضعف شخصیتی ترامپ و اتفاقاتی که در داخل کشور رخ داد؛ به وقوع پیوست و خساراتی غیرقابل جبران ببار آورد؛ ولی در این دوره ایران میتواند از مذاکرات اسلامآباد برای ضمانت صلح استفاده کند و در قبال واگذاری امتیازات نمایشی به ترامپ و بازگشایی تنگه هرمز؛ دستاوردهای عینی و منافع انضمامی به دست بیاورد و از این موقعیت، جهت ثبات و امنیت کشور و رفاه مردم ایران استفاده کند.
۵ ـ جمهوری اسلامی در دوره سکوت نبرد نظامی، و فضایی که در سطح منطقه و بینالمللی به دلیل آتشبس در ایران و لبنان ایجاد شده و همچنین از تجربه جنگ پس از فتح خرمشهر میتواند درس بگیرد و جنگ کنونی را در جایی به نفع ایران خاتمه دهد که بیشترین بازدهی را مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت داشته باشد و این نقطه؛ همینجا و همین حالاست.
۶ ـ در هر مذاکره و حتی معاملهای؛ اگر نقطه اوج را نشناسیم مجبور میشویم در شیب نزولی و گاهی در منتهای ضعف؛ شروط طرف مقابل را بپذیریم؛ همانند ژاپن در جنگ دومجهانی...
۷- در هندسه هذلولی "نقطه اوج" منحنی با "نقطه نزول" بر هم منطبق هستند. هنر سیاستمداران و نظام حکمرانی این است که نقطه اوج را بشناسند و در همان نقطه؛ حداکثر امتیاز را بگیرد و به نظر نگارنده شرایط کنونی در تنگه هرمز و همگرایی داخلی، نقطه اوج جنگ است و ممکن است معادله تغییر کند.
۸ ـ در ادوار گذشته، اوانجلیستها با همکاری صهیونیستها موفق شدند بر ترامپ تاثیر بگذارند و برجام را برهم بزنند. آنان همچنین موفق شدند دوبار در حین مذاکره؛ او را برای جنگ به بهانه دستاوردهای سریع فریب دهند و بعید نیست که در حین مذاکرات اسلامآباد نیز با دستکاری روانی و عاطفی ترامپ بازی دیپلماتیک را به هم بزنند. با این تفسیر فاکتور زمان برای هر دو طرف منازعه مهم و سرنوشت ساز است.
۹ـ سیاستمداران به یاد داشته باشند که بنیانگذار فقید نظام؛ حفظ جمهوری اسلامی را از حفظ امام عصر (عج) با اهمیتتر دانستند و هیچ یک از مولفههای مورد بحث در مذاکرات صلح؛ از این درجه اهمیت برخوردار نیستند.
۱۰ـ خوب است مذاکرهکنندگان؛ گفتار عبدالمطلب در جریان حمله ابرهه به کعبه را در خاطر داشته باشند و ایمان جدّ گرامی حضرت رسول (صلوات الله علیه) به پروردگار را به یاد بیاورند که فرمود: «من صاحب شترانم و خانه صاحب دارد.» سیاستمداران موظف به تامین شرایطی هستند که به «رفاه و زیست اخلاقی جامعه ایران» منتهی شود و این مهم؛ جز در سایهی ثبات و امنیت مقدور نیست و البته این هدف؛ منافاتی با عزتمندی و منافع همپیمانان نیز ندارد.
۱۱ـ حجم تجهیزات، تسلیحات و نیروهایی که از سوی امریکا و همپیمانانش به منطقه گسیل شده؛ از منظر نظامی حکایت از شعلهورشدن دوبارهی آتش جنگ و قرائن و شواهد موجود؛ بیانگر آفند است. ای کاش تا دیر نشده، در یک معامله برد ـ برد؛ بر سر ترک مخاصمه توافق، و سایهی جنگ از سپهر ایران و منطقه دور شود.
۱۲ـ حال که یک کاپیتان آشنا به هوانوردی مدیریت مذاکرات با امریکا را بر عهده دارد، حتماً راه دور زدن ابرهای** CB را به خوبی میداند و برای حفظ امانتیکه بر دوش دارد، میکوشد. مهم این است که بدانیم زمان برای اصلاح مسیر و دور زدن ابرهای خطرناک و طوفانزا کوتاه است.
..............................................................................................................
* منبع: وبسایت رادنوشت
** ابرهای CB : در بین ابرهای مطرح در هوانوردی؛ ابرهای CB3 و CB9 خطرنا ترین نوع ابر محسوب میشوند و هیچ پرندهای (هواپیما، بالگرد و پهپاد) به لحاظ ایمنی وارد آنها نمیشود. غلظت ابرهای سی بی شبیه عسل در یخچال است. کوههای از رعد و برق، برودت زیاد و با جریانات شدید افقی و عمودی که موجب یخ زدن کلیه فرامین و حتی جدا شدن بالهای هواگردها میشود. طبق مقررات هوانوردی، خلبانان هنگام مواجهه با ابرهای کومولوس نیمبوس (CB)، موظف هستند حداقل ۲۰ مایل از آنها فاصله گرفته و ابرها را دور بزنند.
نظر خود را بنویسید