فردای کرمان ـ سید محمدعلی گلابزاده: هنوز پاسخی برای این پرسش پیدا نکردهام که آیا حضور چند هزار نفری مردم کرمان در مراسم شب علم که از سوی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در قالب فعالیتهای بنیاد علم ایران برگزار شده بود، نشانهی دلبستگی کرمانیها به بالا بردن سطح دانش خود در عرصهی بهداشت و سلامت است یا دلیل تلاش این دانشگاه و بسیج عمومی و اطلاع رسانی بایسته.
اگر اولی است، آفرین بر همّت مردم فرزانه و فرهنگ دوست کرمان و اگر دومی است، مرحبا به بسیج کنندگان و دست اندرکاران این همایش ارزشمند.
باری چهارشنبه شب بیستم خرداد، برای آشنائی و انس و الفت بیشتر مردم با فعالیت دانشگاهها (یعنی همان اصلی که بنیاد علم ایران به عنوان رسالت خویش تعریف میکند)، از جمله علوم پزشکی کرمان، پردیس دانشگاه علوم پزشکی میزبان شخصیتهای مختلف کشوری و استانی، به ویژه انبوه مدعوین و خانوادههائی بود که راه طولانی مرکز شهر تا میدان هفت باغ را پیموده بودند تا خود را به این مراسم برسانند. فراموش نکنیم که همشهریان ما چندان به پیمودن راههای طولانی برای حضور در چنین مراسمی عادت ندارند، لذا باید آن را به فال نیک گرفت. البته این را هم عرض کنم که اگر پیشینهی روشن و پرفروغ دانش پزشکی کرمان را در نظر بگیریم، این اقبال عمومی از مراسم «شب علم» و حرمتگذاری به دانش پزشکی و خدمتگزاران آن، چندان دور از انتظار نبوده و نیست.

این را هم عرض کنم که در اکثر کشورهای دنیا، ورود عامه مردم به دانشگاهها و احساس عاطفی بین این دو بدون هرگونه محدویتی میسّر است، اما در کشور ما بدلیل برخی احتیاطها، این امر رعایت نمیشود، بنابراین اکثر مردم عادی، نه با دانشگاه رابطهای دارند و نه شناختی از این مجموعه علمی، لذا اقدام بنیاد علم را به فال نیک میگیریم و آن را میستائیم. شاید یکی از انگیزههای گستردهی مردم در این مراسم نیز همین محدویت بود. البته وجود سخنرانیهای اساتید، در زمینههای گوناگون مغز و اعصاب، قلب، طب سنّتی و... که همیشه مورد علاقهی مردم، به ویژه دردمندان این عرصههاست و نیز امکان پرسش و پاسخ برای جوانان در آستانهی کنکور و... را نیز نباید از نظر دور داشت.
باری هفت قرن پیش، آن روز که ابوحامد افضل کرمان، در کنار برخورداری از علومی چون شاعری، سیاستمداری، نویسندگی و تاریخ نگاری و... به دانش پزشکی نیز آراسته بود و با نوشتن کتاب «صلاح الصحاح فی حفظ الحصّحه» باب تازهای در این رشته گشود و در روزگار اتابکان یزد، نخستین بیمارستان را برای همسایهی غربی ما ساخت و بالاخره واژهی «مارستان» را احیا کرد، تا حضور بزرگان و نامداران دیگری چون: برهانالدین نفیس بن عوض، ناظم الاطباء، دکتر نفیسی و... همیشه کرمان در این زمینه حرفی برای گفتن داشته است. این مسئله آن قدر مهم بود که آلغ بیک تیموری، وقتی آوازه او را شنید، از برهان الدین دعوت کرد که مدتی از کرمان به سمرقند برود و دانش پزشکی را در آنجا نیز ساماندهی کند. او این دعوت را پذیرفت و در آنجا به تدریس پزشکی پرداخت، مراکز درمانی راه اندازی کرد و سمرقند را به زیور این دانش آراست و سپس به شهر و دیار خود برگشت تا از توفیقِ درمانِ همشهریانِ خود نیز باز نماند. مهم تر اینکه عشق و علاقه، همراه با گستره دانش برهان الدین، موجب شد تا فرزاندان او نیز راه پدر و نیای خود را دنبال کنند، آنگونه که بیش از پانصد پزشک، از جمله ناظم الاطباء (پدر سعید نفیسی) و دکتر علی ایرانی و... بازماندگان آن حکیم گرانمایه هستند. فرزندان برهانالدین تنها به درمان بیماران بسنده نکردند، بلکه کسانی مانند ناظمالاطباء کرمانی، با ساخت بیمارستان رضوی مشهد ـ بیمارستان سینا تهران ـ راه اندازی نخستین مجلس حفظ الصّحه ـ تألیف اثر گرانمایه فرهنگ نفیسی ـ و کتابهای مختلفی در خصوص رشتههای پزشکی، از نامآورترین چهرههای تاریخ پزشکی ایران است.
این مختصر را یادآور شوم تا دلیلی برای ادعای خود عرضه کنم که حضور گستردهی کرمانیها در شب علم برای آشنائی بیشتر خود و فرزندانشان با دانش پزشکی و امور درمانی و بهداشتی، ناشی از آن پشتوانه غنی و ارزشمند در زمینه طب و طبابت است. حتی آن روز که مردم کرمان به «تندرستون» پناه میبردند و با انجام تشریفاتی چون: «بوخوش» شفای بیماران خود را دل میبستند، باز هم تهی از نتیجه نبود، زیرا دانش روانشناسی امروز نیز بر این اقدام مهر تأیید میزند و آن را در قالب «سیکو سماتیک» مطرح میکند و با توجه به ارتباط روح و جسم، یادآور میشود که یقین و باور بیمار به یافتن درمان، انرژی مثبتی بوجود میآورد که به درمان او بسیار کمک میکند، بماند که برخی بیماریها چون: «هیستری» از این راه به آسانی درمان میشود.
نکتهی مهم در برگزاری مراسم این شب، برپائی محافل آموزشی در جای جای پردیس دانشگاه علوم پزشکی بود که حاضرین، توسط صاحبان تخصص در رشتههای گوناگون، آموزش میدیدند و کودکان و نوجوانان و جوانان ضمن آشنائی و کار کردن با وسائلی چون: میکروسکپ، بر دلبستگی خود برای گزینش رشته پزشکی و تلاش برای عرضه خدمت در این زمینه میافزودند.

این فراز از مراسم شب علم را نباید نادیده گرفت که وجود غرفههائی چون: انجمن نیکوکاری رعد، انجمن حمایت از بیماران سرطانی یاس و دیگرانی از ایندست، موجب آشنائی بیشتر حاضرین و دلستگی افزون آنها با مجموعههای خدمتگزاری بود که تمامی همّت خود را برای کمک به معلولین و یا بیماران مبتلا به سرطان و خانوادهی آنها بکار گرفتهاند، بویژه انجمن یاس که با راه اندازی چندین واحد درمانی، از قبیل بخشهائی در بیمارستان افضلیپور و نیز برپائی مجموعه ارزشمند رادیوتراپی و واحدهای مختلف شیمی درمانی، کمک مالی برای تهیه دارو، امکان و پذیرائی همراهان بیماران شهرستانی و... گام مهمی در این راه برداشته است.
بدان امید که همهی شبهای ما شب علم و روزهایمان، روز دانش و آگاهی و فرزانگی باشد.
نظر خود را بنویسید