فردای کرمان - سیدمحمدعلی گلابزاده: از جمله ویژگیهای برخی اصحاب قلم، دیدن عیبها، ندیدن خدمتها و نقد امور مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است دلیلش هم این است که آنها معتقدند، امور انجام شده و فعالیتهای گوناگون، در معرض دید و نگاه عموم قرار دارد و نیازی به بیان آنها نیست، آنچه باید مطرح شود و به رشته تحریر درآید، نقصها و نکسهاست، مضافاً اینکه امور جاری و تحولات گوناگون در عرصههای یاد شده، به عنوان یک وظیفه مطرح بوده و دلیلی بر تعریف و تمجید آنها نیست. نکته دیگری که این قلم بدستان را وامیدارد تا جز ادامه این راه، در اندیشه بیان خوبیها و خدمات تلاشگران نباشند، بر حذر داشتن خود از اتهام تملّق و چاپلوسی است، زیرا آنها معتقدند بیان خوبیها و تعریف و توصیف خدمتگزاران، موجب میشود تا تیغ تیز بدنامی و خواری در رهگذر مداهنه و پاچهخواری، گلوی آنها را نوازش دهد!
همین مسئله موجب پیدایش نحلههای گوناگون، در قالب روشنفکر، حکومت ستیز و ... گردیده، آنگونه که پیمودن راه مخالفت و نادیده گرفتن خدمات حکومت و بزرگنمایی خطاها و اشتباهات، نوعی افتخار بهشمار رفته و کم نبوده و نیستند که این آرمان را محترم میشمارند، حالا بماند که برخی آنها، با گذشت زمان و جا افتادن فکر و اندیشه، خود مشت و مالی میکنند و با اظهار پشیمانی، از خود میپرسند، به راستی چرا خوبیها را نادیده گرفتیم و حتی ارزشها را ضد ارزش نشان دادیم، تا مبادا روشنفکری ما، خدشهدار شود.
همه این مقدمه مفصّل و «باستانی»گونه را نوشتم تا قلم را به سمت و سوی سپاسگزاری از خدمات مجموعهای هدایت کنم که همچون مُشک «خود میبوید، نه آنکه عطّار میگوید» چه کسی تردید دارد که آنچه در رهگذر فعالیتهای سالهای اخیر و تلاشهای شهردار کنونی کرمان صورت گرفته، با آنچه پیش از این شاهد بودیم، قابل مقایسه نیست، شهری که به ندرت تحولی در گوشهای از آن دیده میشد، اینک در جای جای آن تغییر و دگرگونی روزانه را میبینیم، از روکش آسفالت معابر گرفته – تا بازسازی پیادهروهایی که به دلیل نابسامانی و چالهها و زشتیهایشان، هوس قدم زدن در آنها را نداشتیم – تهیه تابلوها و دیوار نگارهها در قالب خوشنویسی و نقش و نگارهای برگرفته از شاهنامه فردوسی بزرگ و تصویرگری آثاری که غرور ملی را برمیانگیزد- تا سنگفرش برخی معابر – بازسازی و احیاء برخی بازارهای غربت زده متروکه – احداث پلهایی که رفت و آمد شهری را روانتر سازد – تهیه و نصب مجسمه شخصیتهایی چون «روحالله خالقی» نامداری در عرصه هنر موسیقی و خالق «سرود ای ایران» و ... .
حتماً بر من خُرده خواهید گرفت که چرا از عدم اقدام قانونی شهرداری کرمان در خصوص مالک مجموعهای در قلب شهر ودر خیابان شریعتی سخن نمیگویی که قریب یک دهه است، به صورت نیم سوخته و منظرهای بسیار زشت و نازیبا، دل هر کرمانی زیباپسندی را به درد آورده است؟
پاسخ این است که وقتی در این مورد با شهردار کرمان صحبت کردم و از مدارک و مستندات مربوطه دائر بر پیگیری این مقوله آزار دهنده آگاه شدم، دریافتم که دل ایشان بسی پر دردتر از همشهریان است، اما ظاهراً مشکلات حقوقی و لجبازی و دهن کجی مالک ساختمان موجب ادامهی این وضعیت و زخمی جامانده بر پیکر شهر گردیده است، باز هم امیدوارم دستگاه قضایی و استاندار محترم به کمک و مساعدت شهرداری آمده و این غده چرکین را از تن شهرمان پاک کنند.
با تمامی اقدامات مؤثر و ارزشمندی که چهره شهر را دگرگون ساخته و بیگمان در ذهن تاریخی مردم کرمان خواهد ماند، هنوز کارهای انجام نشده بسیاری وجود دارد که امید است آنها نیز در دستور کار شهرداری قرار گیرد، یکی از مهمترین آنها سامان بخشی بهارستان هنرمندان است که بیش از دو دهه به حال خود رها شده و کسی به داد این فضای غربت زده نمیرسد، البته چندی پیش مطلبی در همین رابطه و در همین رسانه (فردای کرمان) نوشتم که استاندار محترم، به معاون عمرانی دستور دادهاند هرچه سریعتر، به اجرای طرحهای تهیه شده همت گمارند، حتی قرار بود مجلس گپ و گفتی در همان محل برگزار و اقدامات لازم صورت گیرد که به دلیل آلودگی هوا در روز موعود، این دیدار به بعد موکول شد، امید آنکه موضوع اخیر از دستور کار استانداری خارج نشود.
این را هم عرض کنم که «زمانه را قلم و دفتر و دیوانی است» به ویژه مردم کرمان با این قلم و دفتر و دیوان، انس و الفت بسیار دارند و زحمات خدمتگزاران خود را از یاد نمیبرند، هنوز اگر از قدیمیهای شهر بپرسید کدام مسئول، یادگارهای بیشتری از خود بر جای گذاشته بعد از شصت و چند سال، نام «محمد درخشش» و «فتح الله معتمدی» را بر زبان جاری میکنند که طرحهای تأثیرگذاری از خود بر جای گذاشتند، و یا آنها که بعد از انقلاب را درک کردهاند، کسانی چون سیدحسین مرعشی را در دفتر حافظه خود دارند که با راهاندازی هواپیمایی ماهان، ساخت ارگ جدید و مجموعه کرمان خودرو و هفت باغ علوی و ... خدمات غیرقابل انکاری به مردم کرمان عرضه کرد. نام و یاد سایر خدمتگزاران گذشته را، تاریخنگارانی چون ناصرالدین منشی، ابوحامد افضلکــرمانی، محمد سیعدمشیزی، احمدعلیخان وزیری و... باستانی پاریزی به تاریخ سپردهاند تا یادمان نرود که بر این رواق زبرجد نوشتهاند به زر؛که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
نظر خود را بنویسید