فردایکرمان ـ گروه جامعه: این روزها که یکصدوسیامین سالگرد ترور ناصرالدینشاه قاجار است، زندگی و زمانه میرزا رضا کرمانی، قاتل قبله عالم و سلطان صاحبقران باری دیگر مورد توجه قرار گرفته است.
میرزا رضای کرمانی یکی از مهمترین شخصیتهای تاریخی است که بسیارانی بر این باورند که با ترور ناصرالدینشاه، مسیر تاریخ ایران را تغییر داد. برخی پژوهشگران این واقعه را تسریعکننده انقلاب مشروطه میدانند.
«علی جمیلکرمانی» نویسنده کتاب «میرزای شاهشکار» در گفتوگویی مفصل با ایرنا کرمان مروری بر زندگی میرزا رضا داشته است. این پژوهشگر تاریخ بر این باور است که این شخصیت با کشتن ناصرالدینشاه قاجار روند مشروطه را تسریع کرد. او گفت: ناصرالدینشاه میخواست پادشاهی پیشرو باشد ولی قائم به شخص و مستبد بود. او طرفدار تجدد بود اما فقط در گفتار و نه در عمل. این شاه قاجاری، امتیازات وحشتناکی به اروپاییها داد و هزینههای زیادی از مملکت را صرف سفرهای فرنگ خود میکرد. با این اعمال و رفتار و نحوه حکومتداری، غیرممکن است که ایران را متجدد و مدرن تصور کرده باشد؛ چنین پادشاهی با این کارنامه، نمیتوانست این هدف را محقق کند.
به گزارش فردایکرمان به نقل از ایرنا کرمان، روایات متعددی درباره تاریخ واقعه ترور ناصرالدینشاه قاجار وجود دارد اما در آن تردیدی نیست که پنجمین شاه قاجاری در ماه ذیالعقده قمری و اردیبهشت خورشیدی در حرم حضرت عبدالعظیم به قتل رسید.
میرزا رضای کرمانی که رنج و ستمی که ناصرالدینشاه بر مردم روا میداشت را دیده و درک کرده بود، قصد داشت با کشتن شاه، به تعبیر خودش، ریشه ظلم و فساد را بزند تا شاخههای مسموم آن هم از بین برود. اما آیا توانست به این هدف برسد؟
در یکصدوسیامین سالگرد ترور ناصرالدینشاه، برای بازخوانی روایت این ترور و معرفی ابعادی از شخصیت میرزا رضای کرمانی با یکی از پژوهشگران که کتابی درباره میرزا رضا نوشته گفتوگویی انجام شد.
«علی جمیلکرمانی» نویسنده کتاب «میرزای شاهشکار» در این گفتوگو با مرور زندگی میرزا رضای کرمانی قاتل سلطان صاحبقران، از افرادی نام برد که این مبارز آزادیخواه از آنها تاثیر گرفته است.
وی با بیان اینکه در میان شخصیتهای مشروطه یکی از افرادی که صاحب نام و شهرت است میرزا رضای کرمانی است، تصریح کرد: این شخصیت با کشتن ناصرالدینشاه قاجار روند مشروطه را تسریع کرد و ایرانیها بعد از این توانستند با سرعت بیشتری به خواستههای خود برسند.
این پژوهشگر تاریخ اظهار کرد: پدر میرزا رضای کرمانی اهل اقطاع یزد و مادرش اهل شهر کرمان و محلهای است که امروز خیابان میرزا رضا نام دارد اما تاریخ دقیقی برای تولد میرزا در جایی ثبت نشده است.
جمیلکرمانی با بیان اینکه میرزا رضا زندگی بسیار پرفراز و نشیبی دارد و از معدود کرمانیهایی است که مورخان و مفسران درباره او بسیار نوشتهاند، افزود: از ظهیرالدوله، داماد ناصرالدینشاه که مسئول تشریفات و برگزاری جشن ۵۰ سال سلطنت بود تا خارجیها اظهاراتی را بیان کردهاند.
وی ادامه داد: پدر ایشان ملاحسین اقطاعی در کنار یکی از روحانیون به نام ملاعلیاکبر فعالیتهای انقلابی در کرمان داشتند که در زمان حکومت فیروزمیرزا فرمانفرما، در برابر ظلم و ستم هیات حاکمه وقت کرمان ایستادگی کرده بود. خبر این فعالیتها و ایستادگیها به تهران میرسد و شاه دستور به تبعید ملاعلیاکبر میدهد که در نهایت در مشهد مسموم شده و به قتل میرسد.
این پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه میرزا رضای کرمانی از این روحانی مبارز بسیار میآموزد و تاثیر میپذیرد، یادآور شد: پدر میرزا رضای کرمانی درس علوم دینی خوانده و اطلاعات و سواد فراوانی داشت و محرر یا نویسنده ملاعلیاکبر بود.
جمیلکرمانی اظهار کرد: بعد از کشته شدن ملاعلیاکبر، ملکی در کرمان بوده که به نام ملک شوروییه معرفی میشود و در متن محاکمات میرزا رضا هم نام آن آمده است؛ تولیت این ملک در اختیار ملاعلیاکبر بود که دولت وقت تولیت این ملک وقفی را به پدر میرزا رضا میسپارد اما بعد از اینکه محمداسماعیلخان وکیلالملک در کرمان به حکومت میرسد این ملک را مصادره میکند.
وی افزود: میرزا رضا و پدرش تصمیم میگیرند پیگیر ظلمی که حاکم بر آنها کرده بشوند پس، به قصد سفر به تهران به یزد میرسند. پدر میرزا در حین این سفر فوت میکند و مرگش، موجب میشود که میرزا رضا نتواند به اهداف خود برسد؛ براساس اسناد تاریخی موجود، میرزا در یزد در مدرسه طلبگی، درس علوم حوزوی را میخواند و در این مقطع از زندگی خود، با دختر فردی به نام آزادخان در کرمان ازدواج میکند.
این پژوهشگر تاکید کرد: بنا به اسنادی که اخیرا پیدا کردهام و برای نخستینبار درباره آن صحبت میکنم، آزادخان رئیس چاپارخانه کرمان و یزد، دارای فرزندانی تحصیلکرده و مورد حمایت امینالدوله بوده است؛ یکی از خواهران همسر میرزا رضا، به دربار و اندرونی ناصرالدینشاه راه پیدا میکند و نویسنده یکی از همسران شاه میشود. در واقع، محرر او بوده است.
وی با بیان اینکه نمونه خط و دستنوشتهای از این خانم موجود است و همین فرد بوده که اطلاعاتی از دربار به میرزا رضا میرسانده است، تصریح کرد: این خواهر همسر میرزا رضا، از همسر ناصرالدینشاه میخواهد که برای شوهرخواهرش شغلی دست و پا کند و او هم میرزا را به امینالضرب معرفی میکند که از تاجران بسیار مشهور دوران قاجار است.
جمیلکرمانی گفت: امینالضرب از وکیلالملک، روستای وکیلآباد بم را میخرد و میرزا را بهعنوان مباشر این ملک به کرمان میفرستد. میرزا رضای کرمانی در وکیلآباد بهطور ملموستری با مشکلات اجتماعی و فساد قاجار و ستمی که حاکم بر مردم میداشتند آشنا میشود؛ از میرزا ۵۰ نامه تاریخی وجود دارد که از وکیلآباد نوشته و در واقع رنجنامه او از مدت حضورش در بم محسوب می شود.
وی افزود: این نامهها در آرشیو مرحوم دکتر علیاصغر مهدوی بود و در جریان نوشتن کتابم توانستم از آنها استفاده کنم. نامهها به خوبی نشان میدهد که میرزا رضا سواد بسیار بالایی داشته و مسائل اجتماعی زمانه خود را بهخوبی درک میکرده و از آن رنج میبرده است؛ در وکیلآباد با مسائلی روبهرو میشده که همه را به امینالضرب گزارش میداده است. در کرمان، در مقابل هیات حاکمه، به حمایت از مظلومان میپردازد. به مرور زمان، امینالضرب درمییابد که نمیتواند از میرزارضا در کرمان حمایت کند.
مهاجرت میرزا به تهران
وی با اشاره به یکی دیگر از وقایع زندگی میرزارضای کرمانی افزود: ناصرالدوله حاکم کرمان که باغ شازده ماهان از آثار اوست، میرزا را در یک دوره کوتاهی به زندان میاندازد اما او توسط معینالتجار از زندان آزاد میشود و تصمیم میگیرد به تهران مهاجرت کند.
بنا به روایت این پژوهشگر تاریخ، میرزا رضای کرمانی در تهران برای امینالضرب کار و شالفروشی میکرده است اما در این حرفه، با یک واقعه مواجه میشود که جمیلکرمانی آن را اینطور نقل کرد: یک روز میرزا طاقه شالی به کامران میرزا نایبالسطلنه حاکم تهران میفروشد اما پول او را پرداخت نمیکنند؛ میرزا بسیار سماجت و پیگیری میکند و سرانجام پول این شال را میگیرد اما کامران میرزا دستور میدهد بهازای هر یک قِران، یک پسگردنی به او بزنند. برخی هم نوشتهاند که بهازای هر یک قران به او یک ضربه شلاق بزنند.
آشنایی با سید جمالالدین اسدآبادی
جمیلکرمانی تاکید کرد: این اتفاقات، با جنبش یا انقلاب تنباکو مصادف میشود. میرزا در صف مبارزان و مجاهدان در این جنبش قرار میگیرد و از آن حمایت میکند که به نتیجه هم میرسد. میرزا در این مقطع، با شخصیت مبارزی به نام سیدجمالالدین اسدآبادی هم آشنا میشود که یکی از موثرترین شخصیتهای فقهی تاریخ ماست و چنان تحتتاثیر روحیه سید قرار میگیرد که در کسوت خادمی او برمیآید.
نویسنده کتاب میرزای شاه شکار درباره سیدجمالالدین اسدآبادی گفت: ناصرالدینشاه قاجار با هدف توسعه فرهنگ و روزنامهنگاری، سید جمالالدین را به ایران میآورد که فرنگ دیده و باسواد و دارای قدرت بیان بالایی بود و شخصیت بسیار موجهی داشت.
وی افزود: سیدجمالالدین به ایران آمده و مهمانِ خانه امینالضرب شده و افتخار خادمی او به میرزا رضا میرسد اما طولی نمیکشد که ناصرالدینشاه درمییابد که سید جمالالدین بهدنبال اهداف انقلابی است و آن شخصیتی نیست که فکرش را میکرد. پس، دستور به تبعید سیدجمالالدین میدهد.
این پژوهشگر تاکید کرد: وقتی میخواهند او را تبعید کنند، سید جمالالدین برای بستنشینی به حرم عبدالعظیم در شهرری میرود. میرزا رضای کرمانی هم در رکاب او بوده است. در شهر ری اما ماموران حکومتی، در برابر چشم میرزا رضا، بهطرز فجیعی با او برخورده کرده و سرانجام تبعید میشود. این رفتارها باعث اعتراض میرزا رضا برای حمایت از سیدجمالالدین اسدآبادی میشود اما حاکم شهرری او را بازداشت و ضرب و شتم و فلک کرده و به زندان میفرستد. پس از این، مبارزات میرزا رضا شکل تازهای میگیرد.
جمیلکرمانی با تاکید بر اینکه در پی این اتفاقات، دولت متوجه وجود این فرد مبارز میشود، خاطرنشان کرد: استبداد ناصری نمیتواند او را تحمل کند و میرزا را روانه زندان قزوین میکنند که در آنجا با حاج سیاحمحلاتی و چندین مبارز دیگر همبند میشود.
وی با بیان اینکه شخصیت میرزا در زندان ساخته و پرداخته میشود، اظهار کرد: در کتاب خاطرات حاج سیاح آمده که میرزا رضا بارها به او میگوید که وقتی از زندان نجات پیدا کنم حتما شاه را به قتل خواهم رساند.
حلقه استانبول و تصمیم قطعی ترور
میرزا رضای کرمانی پس از گذراندن دوران حبس خود در زندان قزوین و بعد از آزادی، توسط افراد بانفوذ آن زمان راهی استانبول شده و دوره تازهای از زندگی و مبارزات او آغاز میشود چرا که سیدجمالالدین اسدآبادی و ۲ همشهری مبارز میرزا رضا یعنی میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی که سهم بسزایی در پیروزی مشروطه دارند در استانبول هستند.
پژوهشگر تاریخ کرمان درباره این مقطع از زندگی میرزا رضای کرمانی گفت: به گواه تاریخ، میرزا رضا در استانبول تحت تاثیر ۲ همشهری خود قرار میگیرد، از طرفی سید جمالالدین اسدآبادی هم که آنجا حضور داشت؛ این افراد باعث تحریک میرزا رضای کرمانی در قتل ناصرالدینشاه میشوند.
وی با بیان اینکه در سیاست جهانی آن دوران فرقهای شکل گرفت که به آنها آنارشیست میگفتند و امروزه از آنها با نام تروریست یاد می کنیم، تصریح کرد: آنارشیستها معتقد بودند با حذف افراد ظالم میتوان تفکر آنها را از بین برد، به همین دلیل، در سرتاسر دنیا دست به ترورهای عجیب و غریبی میزنند و در بسیاری موارد هم موفق میشوند. یکی از افرادی که چنین اندیشهای به او بسیار نزدیک است میرزا رضای کرمانی است که گمان میکرد با کشتن ناصرالدینشاه میتوان ایران را به کعبه آمال نزدیک کرد، در حالی که میدانیم با حدف فیزیکی فرد چنین چیزی رخ نمیدهد و هرگز با کشتن یک شخصیت، نمیتوان تفکر او را از بین برد.
ترور شاه و پایان یک مبارزه
جمیلکرمانی گفت: میرزا رضا کرمانی به همراه برادر شیخ احمد روحی روانه ایران میشود. در مسیر، بنا به آنچه که در متن محاکمات آورده، در شهر بابل امروزی موفق میشود یک تفنگ تپانچه تهیه کند.
جمیلکرمانی یادآور شد: زیباترین متن محاکمات در ادبیات سیاسی ایران مربوط به میرزا رضای کرمانی است. نخستینبار است که در تاریخ ایران شاهد محاکمه یک شخصیت تاریخی هستیم که بدون کتک خوردن و ضرب و جرح در برابر پلیس تهران محاکمه میشود.
وی ادامه داد: میرزا رضا همانطور که در محاکمات میگوید اسلحه را خریده و راهی تهران شده و به حرم شاه عبدالعظیم حسنی میرود و کمکم تصمیم به قتل شاه را جدی میکند و سرانجام در ۱۷ ذیالعقده سال ۱۳۱۳ هجریقمری، مصادف با اول می ۱۸۸۰ میلادی و ۱۴ اردیبهشتماه در یک روز جمعه در حرم عبدالعظیم حسنی ناصرالدینشاه را به قتل میرساند.
این پژوهشگر تاریخ گفت: روایت است که شاه وقتی به حرم میرسد دستور میدهد که محافظان حرم را قرق نکنند و میگوید میخواهم در بین مردم با آرامش زیارت کنم اما در حین زیارت ، میرزا رضا به بهانه اینکه میخواهد عریضهای را به دست ناصرالدینشاه برساند، خود را به او میرساند و تیر را شلیک میکند که دقیقا به قلب شاه اصابت میکند. پزشکان بعدها در گزارشاتی که از قتل شاه میدهند مینویسند که اگر فاصله میرزا یک قدم کمتر بود، شاه کشته نمیشد چون اسلحه میرزا رضا کهنه بود.
جمیلکرمانی اظهار کرد: بعد از ترور شاه، میرزا رضای کرمانی از محل حادثه فرار نمیکند، او توسط ماموران حکومتی بازداشت شده و در کاخ گلستان زندانی میشود و به خاطر احترام به ماههای محرم و صفر و ذیالحجه، مدتی آنجا نگهداری میشود و پس از این و با انجام محاکمات، میرزا اعدام میشود.
آرامگاه شاه شکار
این پژوهشگر کرمانی درباره مجازات میرزارضای کرمانی با بیان اینکه میرزا رضا را بعد از ماه محرم و صفر سال ۱۳۱۴ هجریقمری اعدام میکنند، تصریح کرد: فردی که میرزا رضا را برای اجرای حکم میبرده، در خاطرات خود مینویسد که میرزا رو به من کرد و گفت که ببین چه فرد مهمی هستم که شاه را کشتهام و ببین چه جمعیت زیادی به اینجا آمدهاند؛ این اظهارات او نشان میدهد که میرزا در مراسم اعدام هم نگاهی انقلابی دارد و از مرگ نمیهراسد. وقتی که به چوبه دار میرسد میگوید که این چوبه را نگه دارید که من آخرین نفر نیستم.
جمیلکرمانی افزود: پیکر میرزا رضای کرمانی بعد از چند روز بالای دار میماند و بعد به دستور حاکم، جسد پایین آورده می شود اما اطلاعی از اینکه در کجا دفن شده است، وجود ندارد. برخی به دفن در قبرستان حسنآباد تهران اشاره کرده اند و برخی دیگر رها شدن در خندق را معتبر می دانند اما اطلاع دقیقی وجود ندارد.
وی درباره خانواده میرزا رضای کرمانی اظهار کرد: یکی از پسران او با فامیل شاه شکار در مجلس شورای ملی مشغول به کار میشود. نمایشنامهنویس مشهور زندهیاد پرویز خطیبی نوه میرزا رضای کرمانی است که کتابی درمورد پدربزرگ نوشته است؛ اطلاعی درباره اینکه سرنوشت دخترش همسر تحصیلکرده و فاضل او در دست نیست اما براساس خاطرات پرویز خطیبی، همسر میرزا عمر زیادی نکرده و فوت میکند.
نویسنده کتاب میرزای شاه شکار یادآور شد: این شیوه تفکر که میرزا رضا داشت، در جهان امروز محکوم است. حذف فیزیکی، نه تنها استبداد ناصرالدینشاه را از بین نبرد بلکه ادامه پیدا کرد و با اینکه مشروطه پیروز شد، محمدعلی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و پس از مشروطه هم با دیکتاتوری پهلوی روبهرو شدیم.
وی تاکید کرد: ترور افراد شاید اتفاقات و حوادث تاریخی را تسریع کند ولی اندیشه را از بین نمیبرد.
تجدد غیرممکن
جمیل کرمانی در پاسخ به این سوال که اگر ناصرالدینشاه کشته نمیشد، توسعه و تجدد ایران مسیر بهتری میگرفت زیرا سلطان صاحبقران به مدرن شدن ایران فکر کرد و در برخی مسائل، ذهنی باز داشت، تصریح کرد: ناصرالدینشاه سفرهای خارجی زیادی داشت و با فرهنگ و تمدن اروپا آشنا شده بود. در جریان سفرهایش، بسیاری از مظاهر مدرنیته را میبیند و از آن آگاه میشود و وقتی به ایران برمیگردد، میخواهد ایران هم به مرزهای مدرنیته نزدیک شود.
وی افزود: ولی او قائم به فرد بود و معتقد به قانون نبود، مجلس نداشت و مردم هم هیچ نقش و مشارکتی در سرنوشت خود و کشور نداشتند.
این پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه ناصرالدینشاه میخواست پادشاهی پیشرو باشد ولی قائم به شخص و مستبد بود، اظهار کرد: او بهشدت مخالف بود که ایرانیها به فرنگ سفر کنند. در اسناد آمده که مکرر به مسئولان وزارت امور خارجه وقت تاکید میکرد که مردم به خارج نروند و با آن دنیا آشنا نشوند.
جمیلکرمانی ادامه داد: ناصرالدینشاه طرفدار تجدد بود اما فقط در گفتار و نه در عمل. در زندگی شخصی خود هم حرمسرایی داشت که درباره آن بسیار گفته شده است. او امتیازات وحشتناکی به اروپاییها داد و هزینههای زیادی از مملکت را صرف سفرهای فرنگ خود میکرد. با این اعمال و رفتار و نحوه حکومتداری، غیرممکن است که ایران را متجدد و مدرن تصور کرده باشد؛ چنین پادشاهی با این کارنامه، نمیتوانست این هدف را محقق کند.
نویسنده کتاب میرزای شاه شکار گفت: بهعنوان نمونه یادآوری کنم که ناصرالدینشاه درباره دریای خزر میگوید که این آب شور بدمزه را میخواهیم چه کنیم؟ آن را به فرنگیها بدهیم! او اگر ترور نمیشد هم، هرگز نمیتوانست ایران را توسعه دهد.
جمیلکرمانی افزود: در سالهای پایانی سلطنت ناصرالدینشاه، تحرکاتی توسط آزادیخواهان شروع شده بود که همین هم نشان میدهد که ایران به سمت انقلاب آزادیخواهانه علیه استبداد میرفت که با کشتن شاه توسط میرزا رضا این حرکت تسریع میشود.
تروریست یا آزادیخواه؟
جمیل کرمانی ترور ناصرالدینشاه توسط میرزا رضای کرمانی یک نقطه عطف در تاریخ ایران دانست و گفت: میرزا رضا در نگاه برخی، نماد دادخواهی و مقاومت در برابر استبداد و استعمار و در نگاه عدهای دیگر، مظهر خشونت، هرج و مرج و تهدیدکننده نظم اجتماعی استریال این دیدگاههای متضاد، تاریخچه این واقعه را پیچیدهتر و قابل تامل میکند.
نویسنده کتاب میرزای شاه شکار در اینباره گفت: میرزا رضا در تاریخ موافقان و مخالفان بسیاری دارد. در جریان نوشتن کتابم، بیش از ۴۰ اثر درباره او که فقط به زبان فارسی نوشته شده را شناسایی کردم. به زبانهای دیگر هم کتابهایی درباره میرزا نوشته شده است. برخی بسیار از او تعریف و تحسین میکنند و برخی دیگر به او طعنه و لعن میفرستند. برخی او را تروریست و برخی آزادیخواه میدانند.
جمیلکرمانی افزود: میرزا رضا هرچه که بوده و هرچه که کرده، مهمترین نقش او در تاریخ، تسریع انقلاب مشروطه است که ۱۰ سال بعد از قتل ناصرالدینشاه رقم خورد.
نظر خود را بنویسید