فردای کرمان ـ مجتبا دهقانی* در روزگاری که بیش از هر زمان دیگری به بازنمایی هویت تاریخی و فرهنگی خود نیازمندیم، انتظار میرود مسیر فعالیتهای هنری و فرهنگی هموارتر از همیشه باشد؛ نه آنکه هنرمندان در پیچوخم تصمیمهای متناقض و مدیریتهای ناهماهنگ گرفتار شوند.
برای پروژهای سینمایی با رویکردی تاریخی و فرهنگی، مذاکراتی با مسئولان یکی از بناهای تاریخی ارزشمند کرمان انجام شد؛ بنایی که مدیریت آن در حلقهی اداره میراث فرهنگی کرمان، آستان قدس رضوی کرمان و پیمانکاری که این بنا را به مدت سی سال است اجاره کرده، قرار دارد.
در چارچوب قانونی، نامههای تأیید از سوی میراث فرهنگی اخذ شد. مکاتبه با آستان قدس رضوی کرمان نیز انجام گرفت و در پاسخ شفاهی، مدیران مربوطه اعلام کردند که این بنا در اجاره صنایع ملی مس ایران است و تصمیمگیری نهایی بر عهدهی آن مجموعه خواهد بود. صنایع مس ایران نیز موافقت خود را اعلام کرد و همه چیز برای آغاز یک همکاری فرهنگی مهیا به نظر میرسید.
اما در روز فیلمبرداری، درست زمانی که دهها نیروی انسانی، تجهیزات حرفهای و هماهنگیهای گسترده مهیا شده بود، حراست آستان قدس رضوی مانع ورود گروه به بنا شد و فیلمبرداری را متوقف کرد. در شرایطی که بیش از ۶۰ نفر از عوامل پروژه هماهنگ شده بودند و تجهیزات گستردهای اجاره شده بود، توقف کار عملاً به معنای تحمیل خسارتی جدی و غیرقابل جبران بود.
گروه ناچار شد برای ضبط نماهای خارجی، کار را از محدودهی بیرونی آن بنای تاریخی آغاز کند. حتی برای اجرای بخشی از پروژه، حدود ۱۰ اسب هماهنگ شده بود. با این حال، در شرایط سخت آبوهوایی و زیر آفتاب سوزان، اجازهی ورود به باغ تاریخی نیز داده نشد. این در حالی بود که پروژه با تعهد کامل به حفظ و صیانت از بنا طراحی شده بود و هیچگونه آسیبی متوجه اثر تاریخی نمیکرد.
پرسش اساسی اینجاست؛ چرا مدیریت یک باغ تاریخی، که بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی این سرزمین است، باید به شکلی اعمال شود که فعالیتهای فرهنگی و هنری را به مانع تبدیل کند؟
سینما، نه تهدیدی برای میراث فرهنگی، بلکه فرصتی برای معرفی و تقویت آن است. تجربههای موفق جهانی نشان دادهاند که حضور آثار هنری در فضاهای تاریخی، اگر با نظارت و تعهد حرفهای همراه باشد، نهتنها آسیبی وارد نمیکند بلکه به شناختهشدن، احیای هویت و حتی رونق گردشگری آن مکان کمک میکند.
پروژهای که در آن باغ تاریخی فیلمبرداری میشد، یک اثر فرهنگی، تاریخی و هنری بود؛ اثری که میتوانست شکوه آن باغ را به تصویر بکشد و آن را در قاب سینما ماندگارتر کند.
آنچه رخ داد، بیش از آنکه یک اختلاف اداری باشد، نشانهای از نبود هماهنگی و فقدان درک مشترک از اهمیت فعالیتهای فرهنگی است. اگر بناهای تاریخی، سرمایههای ملیاند، باید مدیریت آنها نیز در شأن فرهنگ و هنر این کشور باشد؛ مدیریتی که بهجای سدسازی، تسهیلگر باشد و بهجای حذف فرصتها، آنها را به بستری برای اعتلای میراث این سرزمین بدل کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آنیم که میان نهادهای متولی، سازوکاری شفاف، واحد و پاسخگو برای بهرهبرداری فرهنگی از بناهای تاریخی تعریف شود؛ تا دیگر فرهنگ، پشت درِ باغ نماند.
در ادامهی این گلایه، سخنی نیز با مدیریت محترم آستان قدس رضوی ـ بهویژه مجموعه معزز مشهد ـ داریم. بیتردید این نهاد ریشهدار، همواره در طول تاریخ نقشی مؤثر در پاسداشت فرهنگ، هنر و میراث معنوی این سرزمین ایفا کرده و نام آن با خدمت فرهنگی و اجتماعی گره خورده است.
از همین رو، انتظار میرود در فرآیند جذب و بهکارگیری نیروهای اجرایی و حفاظتی در مجموعههای تاریخی وابسته، افزون بر معیارهای صیانت و حفاظت، به نگاه فرهنگی و درک اهمیت فعالیتهای هنری نیز توجهی ویژه شود. بدیهی است حراست از یک بنای تاریخی، صرفاً به معنای جلوگیری و محدودسازی نیست؛ بلکه میتواند با رویکردی همراه با تعامل، گفتوگو و شناخت دقیق مأموریتهای فرهنگی، به تسهیلگری مسئولانه بدل شود.
بیتردید نیروهایی که در چنین جایگاههایی فعالیت میکنند، نمایندگان مستقیم رویکرد مدیریتی آن مجموعهاند و نوع مواجهه آنان با فعالان فرهنگی و هنری، تصویر روشنی از نگاه کلان آن نهاد به فرهنگ و هنر ارائه میدهد. امید آن میرود با تأمل بیشتر در انتخاب و آموزش این نیروها، زمینهای فراهم شود تا حفاظت از میراث تاریخی در کنار حمایت از فعالیتهای فرهنگی و هنری معنا یابد؛ نه در تقابل با آن.
باور داریم که تعامل سازنده میان نهادهای متولی و هنرمندان، میتواند هم شأن و جایگاه بناهای تاریخی را حفظ کند و هم فرصتهای ارزشمندی برای معرفی هرچه بهتر این گنجینهها فراهم آورد.
* تهیه کننده، نویسنده و کارگردان فیلم مستند داستانی قبه سبز
نظر خود را بنویسید