فردای کرمان ـ گروه فرهنگ و هنر: نامهای ماندگار بسیاری در صفحات تاریخ کرمان حک شده است؛ نامهایی که گویی با زمان در هم آمیختهاند و ابدیت یافتهاند. در میان چهرههای برجسته دوران معاصر، زندهیاد «حسین ودیعتی» بازاریِ خوشنام و فرهنگدوست کرمانی جایگاهی ویژه دارد. وی با ایثاری مثالزدنی و از سر عشق به فرهنگ و تاریخ کرمان و ایران، با هزینه شخصی و با وجود مرارتهای بسیار، نهتنها حمام تاریخی ابراهیمخان را مرمت کرد بلکه با تبدیل آن به موزه سیم و زرِ کرمان، غبار فراموشی را از چهره زرگری سنتی کرمان زدود.
به گزارش ایرنا (اسما پورزنگیآبادی)، کرمان اگر ودیعتی را نداشت، اصلا دور از ذهن نیست که امروز حمام تاریخی ابراهیمخان با قدمت قاجار را هم نداشت و قطعا هنر باسابقه زرگری نیز همچنان مهجور مانده بود.
امثال ودیعتیها را باید نسل به نسل معرفی کرد تا آیندگان بدانند اگر کار مثبتی برای کشورشان انجام دهند هرگز از اذهان فراموش نخواهند شد. ودیعتیها از زندگی خود برای حفاظت از میراث فرهنگی و تاریخی کشورمان مایه گذاشتند و هرگاه در مراسمی و گزارشی یادی از این بزرگواران میکنیم، میخواهیم به رسم قدرشناسی ایرانیهای باشرف به آنها بگوییم: شما تاریخ را نجات دادید و تار یخ هم شما را در آغوش کشید.

پنجم تیرماه سال گذشته یکی از بدترین روزها برای میراثفرهنگی استان کرمان بود. عصر پنجشنبه بود که ناگهان خبر رسید: حسین ودیعتی درگذشت. هیچکس نمیتوانست این خبر را باور کند. زور واقعیت اما بر ناباوریهای همه ما چربید و ۲ روز بعد پیکرش به خاک سپرده شد.
مرگ اگرچه ودیعتی را از کرمان گرفت اما یاد او و شخصیت فروتن و مردمداری که داشت، کوششهای بیوقفه خالصانهای که برای حفظ گوشهای از معماری و فرهنگ این سرزمین کرد و خدمت بزرگی که به فرهنگ این استان داشت را هیچ چیز نتوانسته و نمیتواند از حافظه مردم کرمان پاک کند.
دلبستگی به ایران و کرمان
زندهیاد ودیعتی نه تحصیلات مرتبط با میراثفرهنگی و مرمت بناهای تاریخی داشت و نه پیش از این، در این حوزه سرمایهگذاری کرده بود اما شناخت عمیقی از تاریخ و فرهنگ ایران و کرمان داشت و این را هم خوب میدانست که هر خشت از بناهای تاریخی و هر جزء از میراث فرهنگی، چه منزلت و ارزشی دارد.
همین شناخت موجب شده بود که او هرچیزی که مرتبط با این تاریخ و فرهنگ و تمدن باشد را سخت دوست بدارد آنچنان که بخش زیادی از سرمایه شخصی و وقت و انرژی خود را صرف پاسداری از آن کند.
وی در قیصریه ابراهیمخان در مجموعه بازار تاریخی شهر کرمان طلافروشی داشت. اواخر دهه ۸۰ خورشیدی بود که ودیعتی و دیگر کسبه قیصریه ابراهیمخان، برای مرمت این راستهبازار تاریخی که تمامی حجرههای آن طلافروشی است متحد شدهاند و به کمک میراثفرهنگی رفتند و بازار را مرمت کردند.
ودیعتی یکبار در گفتوگویی ورودش به موضوع مرمت حمام را به همان تجربه نسبت داده و گفته بود: «کار من در این حوزه، از مرمت قیصریه شروع شد. این بازار تاریخی به وضعی افتاده بود که ما بازاریان تصمیم گرفته بودیم آن را ترک کنیم. سقفها داشت فرو میریخت، ستونها ترک برداشته بود و میراثفرهنگی هم میگفت که بودجهای برای مرمت ندارد. چیزی که آن زمان به من انگیزه داد تا برای نجات بازار کاری بکنم، موضوع وقف آن بود. این بازار وقف امام حسین (ع) است و ارادت من به سیدالشهدا ترغیبم کرد تا برای حفظ آن تلاش کنم. به لطف خدا و اعتماد و همراهی بازاریان قیصریه، توانستیم آن را بهطور اساسی و زیربنایی از پشتبام تا کف مرمت و زیباسازی کنیم بهگونهایکه که هر کس امروز وارد قیصریه ابراهیمخان میشود متوجه تفاوتهای آن با دیگر بخشهای مجموعه بازار تاریخی کرمان میشود. مرمت بازار این انگیزه را به من داد تا کاربری حمام را که آن زمان وضع بسیار بدی داشت تغییر بدهم.»
حمام ابراهیمخان در ضلع غربی قیصریه ابراهیمخان قرار دارد که آن روزها، به وضع بسیار بدی رها شده بود. این بنا قدمت قاجاری دارد اما به آن رسیدگی کافی نشده و بسیار فرسوده شده بود. سال ۱۳۸۵ یک فرد از پشتبام این حمام سقوط کرد و کشته شد. پس از این حادثه، درِ آن برای همیشه بسته شد. ۲ سال بعد از این اتفاقات، میراثفرهنگی کرمان برای مرمت حمام ابراهیمخان بودجهای گذاشت ولی نتوانست کار را به پایان ببرد.
ودیعتی وقتی وضع این بنا که معماری و تزئینات ارزشمندی دارد را دید، با خودش تصمیمی مهم گرفت: حمام را نجات میدهم.

ممکن شدن ناممکنها
امروزه بر کسی پوشیده نیست که مرمت بناهای تاریخی یکی از دشوارترین و پرهزینهترین پروژهها برای سرمایهگذاران است.
این بازاریِ فرهنگدوست، در جریان مرمت قیصریه با برخی از این دشواریها آشنا شده و دستوپنجه نرم کرده بود اما دلبستگی به فرهنگ و تاریخ کرمان و احساس مسئولیتی که در برابر این فرهنگ میکرد آنقدر بود که با وجود سختیها، آستین همت را بالا زد و پروژه را در سال ۹۵ آغاز کرد و با عشقی مثالزدنی آن را به اتمام رساند.
سرمایهگذار و موسس حمامموزه سیم و زر کرمان بخش کوچکی از سختیهایی که متحمل شده بود را اینطور شرح داده است: «چون در طول روز، تردد در بازار وجود داشت، تمامی مدت پروژه مرمت حمام ابراهیمخان مجبور بودیم در ساعات شب کار کنیم.
۵۰۰ تن خاک را مثل مورچه، شبها از حمام خارج کردیم. امکان استفاده از بیل مکانیکی و تراکتور نبود. کارگران باید با گونی خاک را به بیرون بازار منتقل و از آنجا بار خاور و کامیون کوچک میکردند. شبی هفت خاور به این شکل پُر میشد. کارگران تا ساعت ۲، سه شب کار میکردند و من ساعت ۵:۰۰ صبح دوباره کارگر میگرفتم تا بازار را تمیز کنند که مزاحمتی برای همکارانم ایجاد نشود. الان که به آن روزها فکر میکنم میگویم کارهای غیرممکنی را ما ممکن کردیم و به لطف خدا، در جریان پروژه، هیچ نارضایتی و گلایهمندی هم از طرف همکاران در بازار پیش نیامد.»
احیای حمام و صنعت زرگری سنتی
حدود چهار سال، شبانهروز وقت و تمرکز و انرژی و سرمایه ودیعتی در این پروژه صرف شد و سرانجام در سال ۹۸ اعلام کرد که مرمت حمام ابراهیمخان به پایان رسیده است.
آن زمان، تصور بر این بود که ودیعتی با این سرمایهگذاری سنگینی که برای نجات این بنای تاریخی متروکه و در حال مرگ کرده، حتما کاربریای برای آن تعریف میکند تا برایش بازگشت سرمایه و سود داشته باشد اما در کمال شگفتی، او اعلام کرد که قصد دارد حمام را به موزه طلا و نقره کرمان تبدیل کند. این تصمیم او، وجه دیگری از شخصیت این بازاری فرهنگدوست را نمایان کرد.
زندهیاد ودیعتی درباره اینکه چه شد تا چنین تصمیمی گرفت، گفته است: «بر اساس علاقه شخصیام به هنرِ زرگری که هم از خانوادهام به من رسیده بود و هم سالها اشیایی را جمعآوری کرده بودم، تصمیم گرفتم حمام را تبدیل به موزه جواهرات، سیم و زر کنم؛ نخستین و تنها موزهای در کشور از این نوع که جواهرات و آثار هنرمندان را به نمایش میگذارد.»
او از اینکه صنعت زرگری کرمان با سابقه طولانی و درخشانی که دارد فراموش شده است، غصه میخورد و این نگرانی خود را هم همیشه به زبان میآورد و میخواست در این زمینه کاری بکند.
ودیعتی در اینباره روایت کرده بود: «جایگاه صنعت زرگری در کرمان در دوران قاجار به شدت آسیب دید. بعد از حمله آقامحمدخان قاجار، شهر تقریبا ویران شده بود. اگر امروز مجموعههایی چون گنجعلیخان باقی ماندهاند، مرهون بازسازیهایی است که در زمان ابراهیمخان ظهیرالدوله انجام شد؛ کسی که از سر دلسوزی (چون مادرش کرمانی بود) بازگشت و با ساختن عناصر شهری چون بازار، حمام، آبانبار، مدرسه، ساعت و بادگیر، به آبادانی کرمان کمک کرد. او حتی صنعتگران بزرگی که از کرمان رفته بودند را دوباره به شهر دعوت و به کار مشغول کرد. متاسفانه بهدلیل شرایط دشوار آن دوران، بسیاری از این استادکاران، دانش خود را به نسل بعد منتقل نکردند و این صنعت رو به فراموشی رفت. هدف من از راهاندازی این موزه، هم معرفی دوباره این صنعت بود و هم ادای دینی به میراثی که در آستانه نابودی بود.»
سرمایه فرهنگی به جای ثروت مادی
ودیعتی حمام ابراهیمخان را به موزه سیم و زر کرمان تبدیل کرد و در آن حدود یک و نیم کیلو طلا و هفت هزار مثقال نقره، کارِ دست استادکاران کرمانی را به نمایش گذاشت.
برای اینکه اهمیت و ارزش این کار او بهتر یادآوری شود خوب است به این سوال در ذهن خودمان پاسخ بدهیم که اگر ودیعتی این حجم از طلا را برای خودش نگه میداشت و یا در بازارهای دیگری که سود لحظهای دارد هدایتش میکرد، چه ثروتی میتوانست بهدست بیاورد؟
او اما پشت پا به ثروت دنیوی زد و مانند کسی که مامور به انجام یک کار غیرممکن باشد، اوائل که خواست پروژه را شروع کند ۱۲ کیلوگرم طلا را آب کرد و فروخت.
موزه را هم که راه انداخت، یک و نیم کیلو زیورآلات طلای ناب را در ویترینهایی زیبا در فضای چشمنواز حمام ابراهیمخان به نمایش گذاشت تا یکی دیگر از داشتههای فرهنگی و تاریخی کرمانیها را ثبت و ضبط و یادآوری کند و برای نسل آینده هم میراثی بزرگ برجای بگذارد.
در این موزه، ودیعتی با نصب ۱۰ مجسمه روند ساخت طلا و نقره در کرمان که روزگاری بسیار پررونق بوده را هم معرفی کرده است.
ثبت ملی آثار طلای قدیمی
اگر ودیعتی تا همینجا، یعنی مرمت و احیای حمام تاریخی ابراهیمخان و راهاندازی موزه طلا در آن، کارش را بیشتر ادامه نمیداد، خدمت فرهنگی خود به کرمان و ایران را به کمال رسانده بود اما او مدام در حال گسترش دامنه فعالیتهای فرهنگی بود که در این راستا، ثبت ملی برخی زیورآلات خاص کرمان را دنبال کرد.
با همت و تلاش او تاکنون ۶ اثر از زیورآلات ساخت زرگران کرمانی ثبت ملی شده است که یکی از آنها دستبند ارابهای است. بنا به معرفی که ودیعتی از این دستبند داشته است؛ این نمونه حدود ۱۸۰ سال پیش ساخته شده و کار حاج فتحالله زرگر است. از خصوصیات منحصربه فرد آن هم این است که وقتی قفل آن را میبندیم، دیگر اثری از آن دیده نمیشود و این از ابتکارات استادان کرمانی است که کار را به این زیبایی و هنرمندانه انجام میدادند.
بند ساعت حصیری، گردنبند سنگ یاقوت و مروارید خشخاشی که همه آثار تولید کرمان هستند را نیز ودیعتی ثبت ملی کرد.
اما این هم پایان کار مَرد نکونامِ کرمانی نبود. ودیعتی برخی از غرفههای حمامموزه را به کارگاه ساخت طلا تبدیل کرد و حالا اگر کسی به موزه سیم و زر کرمان مراجعه کند و بخواهد نمونهای از آثار موجود در موزه را داشته باشد، همانجا سفارش ثبت و اثر مربوطه مشابه کارهای قدیم ساخته و ارائه میشود.
کوششهای بیدریغ و خدمات ارزنده ودیعتی به فرهنگ و تاریخ کرمان، در دلها جای گرفته است. همین زحماتی که کشید و درک عمیقی که جامعه از ارزش کارهایش دارد، انتشار خبر درگذشت او، موجی از اندوه و ناراحتی را در میان بسیاری از مردم و مسئولان کرمان برانگیخت.
برای پاسداشت خدمات ودیعتی، ایدهای مطرح شد و آن اینکه بنیاد فرهنگی ودیعتی تاسیس شود اما نشد.
پروژه ناتمام بنیاد فرهنگی ودیعتی
علی جمیلکرمانی، پژوهشگر تاریخ و میراثفرهنگی و یکی از کسانی است که از نزدیک تلاشهای ودیعتی را دیده است. وی با انتقاد از تاسیسنشدن این بنیاد در اینباره گفت: گلایه همه دوستداران ودیعتی است که چرا بنیاد او راهاندازی نمیشود.
وی در مراسم رونمایی از نقشه تاریخی قناتهای شهرستان زرند که همزمان با هفته میراثفرهنگی در حمامموزه سیم و زر کرمان برگزار شد، سخن میگفت، افزود: برای چهلم درگذشت زندهیاد ودیعتی مراسمی برگزار شد که من مجری آن بودم. افراد متعدد بر تاسیس بنیاد فرهنگی آقای ودیعتی تاکید داشتند.
این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: همه مقامات حاضر در جلسه و حتی کسانی که در جلسه نبودند از طریق پیام، از راهاندازی بنیاد ودیعتی حمایت کردند. مدت کوتاهی بعد از این، برای اجرای این ایده، پیگیری کردیم ولی گفتند چون زندهیاد محمدرضا بهرامی پیشنهاد تاسیس بنیاد را داده و اکنون درگذشته است، اجرای آن غیرممکن است.
جمیلکرمانی با انتقاد از این عدم حمایت اظهار کرد: چرا باید چنین وضعیتی باشد؟ این موضوع، خانواده و دوستداران آقای ودیعتی را دلآزرده کرده است.
وی سپس با قدردانی از کوششهای زندهیاد ودیعتی گفت: وقت و انرژیای که ایشان برای مرمت حمام و راهاندازی موزه گذاشت بینظیر است و کمتر شخصیتی در جنوب شرق ایران داریم که شبیه ایشان کار کرده باشد.
این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: آقای ودیعتی زحمت بسیاری کشیده و باید آن را ارج بگذاریم.
وی ادامه داد: همیشه میگفتم اگر یک روزی آقای ودیعتی در بین ما نباشد، آیا عَلَم کارهای او بر زمین میماند یا نه؟ از خانواده و بهویژه همسر ایشان باید قدردانی شود که نگذاشتند یک لحظه این مجموعه تاریخی و فرهنگی از نبود زندهیاد ودیعتی متاثر شود.
تاسیس بنیاد نشانه قدرشناسی است
اکنون حدود یک سال از رفتن حسین ودیعتی میگذرد؛ فردی که بدون هیچ چشمداشتی، با صرف هزینههای هنگفت و زحمت فراوان، حمام تاریخی ابراهیمخان را از خطر تخریب نجات داد و با تاسیس موزه سیم و زر کرمان، پنجرهای رو به هنر فراموششده زرگری گشود.
ودیعتی نشان داد که دلبستگی به تاریخ و فرهنگ، به مدرک دانشگاهی و تخصص و مسئولیت رسمی و اداری نیاز ندارد بلکه عشق و ارادهای خالصانه میخواهد.
امروز اگرچه او در میان ما نیست، اما هر کسی که وارد این حمامموزه میشود، بیآنکه نام و قصه پشت این مجموعه فرهنگی و تاریخی را بداند، یاد این بازاریِ فرهنگدوست را زنده میکند. شاید همین، بزرگترین تعریف از ماندگاری و جاودانگی باشد.
تاسیس بنیاد فرهنگی ودیعتی، میتواند نشانهای از قدرشناسی ما از این کرمانی فرهنگدوست باشد.
نظر خود را بنویسید