فردای کرمان ـ سید محمد علی گلابزاده: سرانجام یکی از چهرههای خدمتگزار در عرصههای گوناگون اجتماعی، پس از گذراندن یک دوره بیماری سخت، جمع یاران را تنها گذاشت و جسماش در خاک و روحش بر افلاک شد. شادروان شهریارذوالعلی مردیکه تمام روزها و سالهای خود را وقف خدمتگزاری کرد، یقین و باور داشت که انسانیت و کمال اخلاق را باید در رهگذر خدمت به خلق جستجو کرد.
او میدانست اگر درد خود را احساس کنیم، زنده ایم، اما اگر درد دیگران را احساس کنیم، انسانیم و چنین بود که حیات چند روزه را صرف تقسیم مهربانی میکرد و همواره میگفت:
«مهربانی را اگر قسمت کنیم / من یقین دارم به ما هم میرسد
آدمی گر ایستد بر بام عشق / دستهایش تا خدا هم میرسد»
و خوشا او و همتایانش که بر بام عشق ایستادند و دستهایشان را تا بلندای احسان و مکرمت برافراشتند و نام نیک خود را بر پیشانی تاریخ رقم زدند.
با مرحوم ذوالعلی از دههها پیش از این آشنا و همراه بودم، از آن روز که در استانداری کرمان، توفیق همکاری ایشان را داشتم و در تمام آن مدت جز صداقت، درستی و مهربانی از او ندیدم. حتی در آن هنگامهای که افتخار برخی مسئولین همطراز او به چالش کشیدن برای کسانی بود که نقص و نکسی داشتند، او میکوشید تا مأمن و ملجأ درماندگان باشد و ضمن نصیحت و رفع برخی اشتباهاتشان، از گرفتاری آنها جلوگیری کند.
روحیه خدمتگزاری و خیرخواهی ایشان موجب شد تا پس از بازنشستگی خیریه مولیالموحدین به عنوان مرکز و مجمعی نیکاندیش و کارآفرین، از او بهره برده و مدیریت عامل خیریه را به او بسپارد، مسئولیتی که چند دهه ادامه داشت.
یک بار که به دفتر ایشان دعوت شدم تا تجدید دیداری داشته باشیم، خواهش کردم از کارهای انجام شده و در دست اقدام برایم تعریف کند، زمانی که به شرح آنها پرداخت گفتم فلانی دو پیشنهاد دارم اول اینکه در این رابطه گفتوگوئی با رسانهها داشته باش تا مردم بدانند این مجموعه و نیکاندیشی چون جنابعالی چه خدماتی انجام دادهای، و دیگر اینکه بیا این اقدامات را در مجموعهای برشته تحریر درآوریم و بهصورت تصویری انتشار دهیم. در این موقع شادروان ذوالعلاء نگاهی به من کرد و گفت اصلاً اهل این کارها نیستم. گفتم این منطق درستی نیست، بگذار مردم بدانند چه کارهای بزرگی صورت گرفته جواب داد، خدا که باید بداند، میداند، مردم هم سرانجام خواهند دانست، و چنین بود که در تمام مدت خدمتگزاری حتی یکبار هم حاضر نشد در برابر خبرنگاری یا دوربین حاضر شود؛ شاید به همین دلیل است که خدمات او و خیریهی یاد شده هرگز رونمائی نشد.
از جمله خدمات شادروان ذوالعلی این است که پس از واگذاری زمین مسجد امیرالمومنین در هفت باغ علوی، انجام امور ساختمانی و پی نهادن این اثر ارزشمند را پذیرا شد، و با جمعآوری کمک های مردمی، کار را آغاز کرد و تا مرحله سفتکاری، امور مسجد را به پایان برد، و سرانجام اتمام آن را بانک رسالت به عهده گرفت و این مسجد هم اکنون میعادگاه مسافران و رهگذرانی است که هم در آن نماز برگزار میکنند و هم خستگی راه را میتکانند.
مرحوم ذوالعلی در تمامی طرحهای خیریه مولیالموحدین، مباشر، پیگیر و مسئول بود.
آنگونه که:
ـ مرکز آموزش نابینایان واقع در بلوار 22 بهمن با تمامی امکانات لازم و نیز کتابخانه مجهز به خط بریل که هم اکنون در اختیار آموزش و پرورش استثنائی است.
ـ مرکز نگهداری بیماران اوتیسم ـ که در ساخت آن هواپیمائی ماهان مشارکت داشت و امروز به عنوان یکی از بزرگترین مراکز اوتیسم کشور عرضه خدمت میکند و در اختیار بهزیستی است.
ـ مرکز نگهداری کودکان زیر 14 سال عقب مانده ذهنی، درمراحل مختلف کانا، کالیو، آموزش پذیر و آموزش ناپذیر، با ظرفیت بیش از 1000 نفر در بلوار 22 بهمن
ـ مرکز نگهداری بیماران کرنیک ـ با همکاری شادروان طهماسبی و نیز هواپیمایی ماهان.
ـ خانه سالمندان با فضای مشجر و امکانات لازم در هفت باغ علوی.
این مجموعه ارزشمند که به عنوان شهرک سلامت، در هفت باغ علوی، در خدمت نیازمندان کرمانی است،
از جمله طرحهایی است که مرحوم ذوالعلی به عنوان مدیر عامل و عضو هیئت امناء آن در شکلگیری، ساخت و ساماندهی آنها نقش مؤثر و سازندهای ایفا کرد.
علاوه بر این او در گسترش فعالیتهای عمرانی و نیز امور پرورشی و تربیتی پرورشگاه صنعتی کرمان، نقشآفرین بود و جای خالی وی در این مجتمع نیز احساس میشود. همچنین شادروان ذوالعلاء در ساماندهی امور اوقافی مسجد جامع، عرضه خدمت کرد.
یکی از پزشکانی که سالها با اوهمکاری کرده است می گفت، هیچ پهنه خدمتگزاری به ویژه در عرصه سلامت نبود که ذوالعلاء وارد نشود؛ کما اینکه نامش در خیریههای دیگری چون سجّادیه وثامن الحجج نیز میدرخشد
یاد و خاطره شادروان شهریار ذوالعلی، نیکاندیش فرزانه و خدمتگزاری که در لحظه لحظههای امور نیکوکاری، جز رضای خدا را در نظر نداشت، گرامی میداریم و بر این باوریم که اینک ندای او از پشت دروازه زمان بلند است که: «بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی / در سینههای مردم عارف مزار ماست»
نظر خود را بنویسید