فردای کرمان ـ گروه اقتصاد: دکتر سیدعبدالمجید جلایی، عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید باهنر کرمان، معتقد است دانشگاهها برای تربیت کارآفرینان پایدار، باید از فضای تئوری فاصله بگیرند.
او تأکید میکند که با اجباری کردن دروس عملی، استفاده از تجربیات فعالان موفق این حوزه و تسهیل ورود دانشجویان به بازار کار، میتوان نرخ کارآفرینی اصولی را در میان فارغالتحصیلان افزایش داد.
جلایی همچنین با هشدار دربارۀ وجود کسانی که با فرصتطلبی از نوسانات ارزی و تورمی بازار متلاطم اقتصاد ایران بهعنوان کارآفرین شناخته میشوند، پیشنهاد داد دانشگاه با تغییر سرفصلهای آموزشی و پیوند دانشجویان با کارآفرینان واقعی، در راستای تربیت انسان اقتصادی گام بردارد.
کارآفرینی از مدرسه شروع میشود
وی در گفتوگو با استقامت دربارۀ اقدامات دانشگاه برای تقویت کارآفرینی بهعنوان یک ظرفیت قدرتمند برای توسعۀ اقتصاد و مدیریت، گفت: «بخش قابلتوجهی از کسانی که در حوزۀ اقتصاد ایران کارآفرین بودند، از دوران نوجوانی فعالیتهایی که منجر به کارآفرینی بشود را پیگیری میکردند».
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید باهنر کرمان افزود: «افراد کارآفرینی که هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب داشتیم و من زندگینامه و تاریخچۀ زندگی آنها را مطالعه کردم، کسانی بودند که به نوعی این فرایند را از کسی به ارث گرفتند و بعد، از آن موقعیت استفاده کردند.
وی با بیان اینکه موضوع سواد آکادمیک بهطور مشخص در حوزۀ کارآفرینی مورد توجه نبوده است، خاطرنشان کرد: «با این وجود، با توجه به پیشرفتهایی که امروزه در دنیا صورت گرفته و شرایط مجموعۀ آنچه که به اقتصاد دیجیتال و حوزههای دیجیتالی شدن جامعه مربوط میشود، سبب شده نقش سیستمهای آموزشی و مطالعات دانشگاهی از اهمیت ویژهای برخوردار شوند».
جلایی ادامه داد: «از سوی دیگر حوزههای کارآفرینی عموما باید از دورههای پیشدبستانی و دبستانی شروع بشود و بعد در دانشگاه به یک بلوغ نسبی برسد، بنابراین بخشی از آن بهطور مشخص مربوط به سیستمهای آموزش و پرورش میشود و بعد در دانشگاهها تداوم پیدا میکند».
سه گام برای کارآفرینپروری در دانشگاه
وی در پاسخ به این سوال که: «در ایران حوزۀ دانشگاهها و مجامع دانشگاهی چه نقشی میتوانند داشته باشند؟»؛ گفت: «یکی از کارهایی که میتوان انجام داد، استفاده از تجربۀ کارآفرینان موفق است که متاسفانه این فضا در حال حاضر کمتر وجود دارد و سیستم آموزشی دانشگاه به کسی که در حد متوسطه تحصیل کرده اما یک کارآفرین موفق است، اجازه نمیدهد که در دانشگاه، یک درس را ارائه کند و تجربیات خود را در اختیار دانشجویان قرار دهد».
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید باهنر کرمان بیان کرد: «از سوی دیگر دروسی که مربوط به کارآفرینی هستند - و خوشبختانه کتابهای مختلفی در این زمینه وجود دارد - بهصورت جدی و عملی در دانشگاه دنبال نمیشود و بر اساس سرفصلی که تعریف شده، این دروس الان در دانشگاه بیشتر بهصورت اختیاری ارائه میشوند و به همین دلیل خیلی از حوزههای مختلف دانشگاهی یا بخشهای مختلف دانشگاه، از آن استقبال نمیکنند و این یک مسئلۀ جدی است».
وی یادآور شد: «کارهایی که در این حوزه میتوان انجام داد این است که این دروس جزو درسهای اجباری بخشها، دانشکدهها و رشتههای مختلف قرار داده شود که این موضوع نیازمند پیگیری دانشگاهها است».
جلایی افزود: «همچنین باید بخشی از این دروس اجباری تعریفشده برای رشتههای مختلف الزاما به این اختصاص یابد که از تجربۀ کارآفرینان موفق استفاده شود تا اجبارا این اتفاق بیفتد».
وی گفت: «از سوی دیگر باید بتوان یک برنامۀ عملیاتیِ راهاندازی یک کسبوکار را بهصورت تئوری و عملی برای رشتههای مختلف پیادهسازی کرد».
جلایی اظهار کرد: «این سه مسئله میتواند یک گام موثر برای تقویت حوزۀ کارآفرینی در دانشگاه باشد و کمک کند درصدی از کسانی که در رشتههای مختلف فارغالتحصیل میشوند در آینده به یک کارآفرین موفق تبدیل شوند».
ثبات اقتصادی، لازمۀ کارآفرینی
وی در ادامه افزود: «هر چقدر در سیستم اقتصادی، شاخصهای کلان اقتصادی کشور بیثباتی بیشتری داشته باشند، شرایط برای تولد کارآفرینان موفق، سختتر خواهد بود».
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید باهنر کرمان یادآور شد: «یکی از جنبههایی که سبب شکل گرفتن کارآفرینان شده و آنها توانستند در یک حوزه فعال بشوند، شغل ایجاد کنند و آن شغل هم زمینۀ ایجاد زنجیرهای از کارآفرینان دیگر را فراهم کند، ثبات در شاخصهای کلان اقتصادی کشور است».
وی ادامه داد: «نمیتوان ریسک فعالیتهای اقتصادی را از دید کلان اقتصادی به صفر رساند و همواره در فعالیتهای اقتصادی وجود دارند، اما بیثباتی متغیرهای کلان اقتصادی میتواند این ریسک سرریز شده را به فعالیتهایی که مربوط به کسب و کار در حوزۀ کارآفرینی هستند، بیشتر کند».
جلایی خاطرنشان کرد: «یک بخش از ایجاد زمینه برای تولد کارآفرین، بسترسازی جامعه است که نقش دولت در این زمینه فوقالعاده دارای اهمیت است».
وی افزود: «همچنین بخشی از فضای کسبوکار، موضوع ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی است و بخشی نیز به سیستم آموزش و نقش آموزش و پرورش برمیگردد و به این بستگی دارد که چقدر در حوزۀ آموزش و پرورش انسان اقتصادی تربیت میکنیم و چقدر افرادی که از مسیر آموزش و پرورش وارد دانشگاه میشوند، دارای فکر اقتصادی هستند و با مفاهیم اقتصادی، مدیریتی و مالی آشنایی دارند».
جلایی گفت: «موضوع مهم دیگر، روابطی است که یک کشور میتواند با دنیای خارج از خودش داشته باشد تا از تجربیات جوامع دیگری که در این حوزه موفق بودند و به نتیجه رسیدند، استفاده کند».
وی بیان کرد: «اگر این سه مساله، ارتباط سیستماتیک با هم داشته باشند، میتوانیم شاهد تولد کارآفرینانی باشیم که به معنای واقعی کلمه توانستند شغل ایجاد کنند و خودشان زنجیرهای از نیروی انسانی موفق را که بتواند شاخههای دیگر را فعال کند، به وجود آورند».
تلاطم اقتصادی کارآفرین کاذب میسازد
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید باهنر کرمان در ادامه تاکید کرد: «بیثباتی و نوسانهایی که در شاخصهای کلان اقتصادی کشور بهوجود میآید سبب میشود یکسری افراد بهعنوان کارآفرین مطرح بشوند که در واقع کارآفرین نیستند، بلکه توانستهاند از این جریانهای پر نوسان اقتصادی کشور به نفع خودشان استفاده کنند و کسبوکاری راهاندازی کنند».
وی ادامه داد: «این افراد در دنیای رقابت نمیتوانند بهعنوان یک فعال اقتصادی دوام بیارورند و زمانی که اقتصاد به شرایط پایداری میرسد، خیلی سریع از مجموعه حذف میشوند».
جلایی یادآور شد: «وقتی دربارۀ یک کارآفرین صحبت میکنیم این کارآفرین باید توانسته باشد در فضای موجود، بدون ارتباط، به یک کسبوکار موفق رسیده باشد و آدمهایی تحت پوشش او فعال باشند که خودشان بتوانند یک کسبوکار جدید راهاندازی کنند و بتواند ریسکهای خُرد و کلان موجود در مجموعۀ اقتصاد را بهصورت مشخص مدیریت کند».
وی در توضیح بیشتر اظهار کرد: «وجود بیثباتی در متغیرهای کلان اقتصادی، گاهی میتواند فرصتهایی را فراهم کند که یکسری افرادی که واقعا کارآفرین نیستند بهعنوان کارآفرین معرفی بشوند و این افراد در شرایطی که شکافهای قانونی وجود دارد از امکانات و وامهای خاص، چرخۀ بیثباتیهای مربوط به نرخ ارز یا انتظارات تورمی که در جامعه وجود دارد به نفع خودشان سود ببرند و این شرایط میتواند یک فعالیت کارآفرینی را ایجاد کند که در واقعیت امر چنین چیزی وجود ندارد».
خبرنگار استقامت گفت: این افراد برای یک مقطعی شغل ایجاد میکنند اما در واقع منجر به شکلگیری شغلهایی میشوند که پایدار نیستند».
وی با تاکید بر اینکه پایدار بودن شغل در کارآفرینی از اهمیت ویژهای برخوردار است، بیان کرد: «وقتی کسی بهعنوان کارآفرین، برای عدهای شغل ایجاد کرده، بر اساس ادبیات کارآفرینی باید حداقل پنج سال شغل دوام داشته باشد و بعد از آن، این افراد بتوانند خودشان زنجیرۀ دیگری از کارآفرینی را ایجاد کنند».
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید باهنر کرمان افزود: «کسانی که از بیثباتیهای اقتصادی، مشاغلی را ایجاد میکنند، این شغلها پایدار نیستند و افرادی هم که آنجا مشغول هستند معمولا موقت هستند و کارشان ثابت وادامهدار نیستند، اینها شکلی از کارآفرینی دارند ولی در واقعیت آنچه که باید باشد، نیستند».
فرمول دانشگاه برای تربیت کارآفرین
وی در پاسخ به این سوال که: «چه پیشنهاد مشخصی برای تاثیرگذاری دانشگاه باهنر بر جریان کارآفرینی یا تقویت جریان کارآفرینی در جامعه، بهخصوص کرمان دارید؟»؛ گفت: «گامهایی که میتوان در این راستا در دانشگاه برداشت این است که ابتدا دروس مربوط به حوزۀ کارآفرینی که یک تک درس هم نیست، ارائه داد».
جلایی توضیح داد: «نمیتوان اسم یک تک درس را کارآفرینی گذاشت و بعد دو یا سه واحد از آن درس را ارائه داد، بلکه باید زنجیرهای از دروس با ترکیبی از اقتصاد، حسابداری، مدیریت، روانشناسی و جامعهشناسی در حوزههای مختلف را بهعنوان دروس اختصاصی و اجباری رشتههای دانشگاهی تعریف کنیم».
وی ادامه داد: «در این رابطه باید رشتهها اولویتبندی شود زیرا بعضی رشتهها محض و پایه هستند و شاید شرایط آنها متفاوت باشد؛ اما برای برخی رشتهها این فرصت وجود دارد و در گام نخست باید اولویتبندی رشتههای دانشگاه برای استفاده از دروس اجباری در حوزههایی که مرتبط با کارآفرینی هستند، صورت گیرد».
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید باهنر کرمان افزود: «پس از آن باید برای دانشجویان مستعدی که در همین دروس موفق بودند، برای ارائۀ کارهای عملی بهویژه در حوزۀ نوشتن طرح کسبوکار وقت گذاشت. این کار تا حدودی در بعضی مراکز رشد انجام میشود».
وی خاطرنشان کرد: «در گام سوم باید از یکسری افراد باتجربۀ کارآفرین موفق که به معنای واقعی کلمه کارآفرین هستند، استفاده کرد تا تجربیات خود را در اختیار دانشجویانی قرار دهند که نوشتن طرح کسبوکار و راهاندازی کسبوکار را فرابگیرند و بتوانند تحت نظر این افراد، کارهایی را انجام بدهند».
جلایی ادامه داد: «در گام چهارم نیز باید یکسری تسهیلات برای کسانی قائل بشویم که در همین مدار حاضرند یک کسب و کار را در دنیای واقعی بر اساس آموزشهایی که آموختند، راهاندازی کنند. میتوان شرایطی را فراهم کرد تا این افراد، بدون آنکه مراحل پیشرشد را بگذرانند، وارد مراکز رشد بشوند یا ورود آنها به پارک علم و فناوری تسهیل شود».
وی گفت: «در ادامه دانشگاه باید این افراد را در آینده رصد کند تا مشخص شود فعالیتی را که شروع کردهاند، چقدر موفق بوده و حتی در مواقعی برند دانشگاه را در اختیار آنها قرار بدهد، و بتوانند با برند دانشگاه از این فرصت استفاده کنند.»
جلایی تاکید کرد: «مجموعۀ این موارد میتواند در همین شرایط فعلی که اقتصاد کشور دارد، منجر به این بشود که تعدادی از فارغالتحصیلان و کسانی که در حال تحصیل در دانشگاه هستند، به سمت کارآفرینی سوق داده شوند».
وی در عین حال گفت: «همچنین ما نباید توقع داشته باشیم مثلا در یک کلاس یا رشتۀ تحصیلی دانشگاه از 30 نفری که درس کارآفرینی را فراگرفتند، 40 درصد آنها کارآفرین بشوند، اصلا چنین چیزی نیست؛ اگر در یک سیستم آموزشی بتوانیم 2 تا 5 درصد را به سطحی برسانیم که آنها بتوانند کارآفرین موفقی بشوند، به هدف رسیدهایم».
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید باهنر کرمان با بیان اینکه بخشی از جریان کارآفرینی مربوط به ذات و سرشت فردی است که آموزش میبیند، یادآور شد: «البته مراکز رشد وابسته به دانشگاه این کار را انجام میدهند اما این مراکز، آنقدر در فضای عمومی دانشگاه شناخته شده نیستند که همه را به این فکر فرو ببرند که در مسیر پیشرشد و رشد قرار بگیرند و بعد وارد پارک بشوند».
وی افزود: «بر اساس تجربههایی که در دنیا وجود دارد، اگر دو تا پنج درصد کسانی که از دانشگاه فارغالتحصیل میشوند، بتوانند یک طرح کسبوکار بنویسند و کسبوکاری راه بیندازند و هر سال سه یا چهار نفر بهصورت کارآفرین تعریف شوند، دانشگاه رسالت خودش را انجام داده است».
جایزۀ افضلیپور مشوقی برای کارآفرینان واقعی
جلایی در پاسخ به این سوال که: «اهدای جایزۀ مهندس افضلیپور در حوزۀ کارآفرینی را چطور ارزیابی میکنید؟»؛ گفت: «این جایزه یک گام بسیار موثری بوده و باید از هیئت امنای جایزۀ افضلیپور تشکر ویژه کرد زیرا یکی از کارهای بزرگی که در این مجموعه انجام شده، جایزۀ کارآفرینی است».
وی سپس بیان کرد: «یک عنصر در تجارت بینالملل، به نام «زمان در تجارت» وجود دارد و مرحوم مهندس افضلیپور یکی از شخصیتهای بازرگانی بوده که از این عنصر در حوزۀ تجربۀ تجاری خود استفاده کرده و این یکی از چهرههای کارآفرینی ایشان است».
جلایی افزود: «مرحوم افضلیپور کار واردات را انجام میدادند و در خاطراتشان ذکر میکنند که برخلاف سایرین که از طریق راه آبی واردات را انجام میدادند، ایشان از طریق هوایی، کالا را وارد میکردند و هرچند هزینۀ بیشتری میپرداختند اما چون محصول را زودتر به بازار میرساندند، نسبت به رقبا فروش بهتری داشتند و موفق بودند».
وی با تاکید بر اینکه جایزۀ کارآفرینی میتواند بسیار موثر باشد، خاطرنشان کرد: «تاکنون در معرفی اشخاص یا گروهها تلاش شده کسانی انتخاب شوند که با پای خودشان به این مرحله رسیدند و در استان اثربخش بودند، یعنی توانستهاند یک برند ایجاد کنند، یا شغل خوبی را برای گروهی از افراد ایجاد کنند و یا شرایط آنها به گونهای بوده که توانستند ریسکهای موجود اطرافشان در بخشهای اقتصادی و اجتماعی را تا اندازۀ زیادی مدیریت کنند».
جلایی توضیح داد: «یکی از ویژگیهای این افراد، مدیریت ریسک بوده که یکی از شاخصهای مهم در حوزۀ کارآفرینی است، تا تابآوری فعالیت اقتصادی را به حداکثر برسانند و با ناملایمات اطراف کسبوکار را ادامه دهند».
* به نقل از ویژهی هجدهمین دوره جایزه افضلیپور؛ هفتهنامه استقامت شماره ۹۱۶
نظر خود را بنویسید