فردای کرمان - دکتر یدالله آقاعباسی: این ماه دیدم که تالار فارابی در مجموعهی دانشکده مدیریت قدیم و خانهی قدیمیترِ امام جمعه در عصر قاجار، در خیابان زریسف، ابتدای خیابان مدیریت را خراب کردهاند. نمیدانم آیا برنامهی ساختن تالار جدیدی را دارند یا فکر کردهاند این تالار زائدهای است که به جای آن تاسیسات دیگری میتوان ساخت.
من از نخستین روزی که کلنگ این تالار را زدند، شاهد ساختن آن بودم. شاید به دو سال هم نکشید که ساخته شد. در آن زمان شور و شوق دانشجویان مدیریت وصف ناشدنی بود. به نظرم سال 1353 بود.
من در این تالار دیکلمه شعر و اجرای نقش کردهام. ما در اینجا نمایشنامهی سیزیف و مرگ نوشتهی «روبر مرل» با ترجمهی «احمد شاملو» را در سال 54 تمرین و اجرا کردیم. کارگردانی این نمایش با دکتر حسینی بود، و من و رضا خضرایی نقشهای مرگ و سیزیف را بازی کردیم. اجرای عمومی این تئاتر به دلایلی که هنوز برای من نامعلوم است منتفی شد و ما آن را به طور خصوصی برای عدهای از جمله سردبیر مجله کاوه که در آلمان منتشر میشد اجرا کردیم. من در سال 54 فارغالتحصیل شدم و در سال بعد، از کرمان رفتم و نمیدانم چه کارهای دیگری در آن زمان، در آن شد.

بعد از انقلاب این تالار مدتی در اختیار گروه تئاتر جهاد دانشگاهی بود. آنها در آن تمرین و اجرا میکردند. تنها کاری که من بعد از انقلاب در این تالار اجرا کردم نمایش «آن شب که تورو زندانی بود» با ترجمه مشترک من و بهزاد قادری و کارگردانی و بازی خودم وگروهی بود که باهم کار میکردیم. این تئاتر، به دلایلی، فقط یک شب در سال 1367 در کرمان، در بخش ویژه و غیرمسابقهی جشنوارهی دانشجویان کشور اجرا شد. شاید چهارمین جشنواره بود که به همت گروه کرمان در اینجا برگزار شد. تالار بیش از چهارصد نفر ظرفیت تماشاگر داشت و برای کار ما حدود هفتصد نفر شرکت کرده بودند. به ما پیشنهاد شد که دو سانس اجرا کنیم؛ کار دو ساعته و سنگین بود، موافقت نکردم و گفتم همه بیایند تو. اطراف تالار و وسط آن و جلوی صحنه پر شد. قبل از اجرا به مردم گفتم که در این شرایط غیرعادی با ما همکاری کنند. بسیاری دو ساعت کار را ایستاده تماشا کردند. کا ر که شروع شد سکوت سالن را گرفت؛ شب با شکوهی بود.
کارهای دیگری هم در این تالار اجرا شد. چنانکه گفتم تالار در اختیار گروه تئاتر جهاد دانشگاهی بود و آنها نتوانستند آن را حفظ کنند. در آن زمان این کار عملی بود، اما به هرحال و به دلایل گوناگون از توان آنها خارج بود. در تقسیم اموال دانشگاهیکه زندهیاد افضلیپور ساخته بود، این مجموعه به دانشگاه علوم پزشکی رسید. آنها در این تالار مراسم میگرفتند و دهها سال دیگر در آن تئاتری اجرا نشد، و این در حالی بود که اکثر فضاهای مشابه مثل تالار «خانه شهر»، «کاخ جوانان»، «تالار پیشاهنگی»، «تالار رستاخیز»، «تالار علوم تربیتی»، «تالار دانشسرا» و... که من قبل از انقلاب در آنها بر صحنه رفته بودم یکی یکی از اختیار تئاتر خارج شدند.
وقتی دیدم ان تالار شکوهمند که با وجود بزرگی برای اجرای تئاتر و موسیقی از نظر اکو استیک کاملا مناسب بود، تالاری که بخشی از خاطرات هنر کرمان و به ویژه تئاتر را با خود، و در نام خود از تالار مدیریت تا تالار فارابی حمل میکرد بی سر و صدا و در پشت دیوارهای موقتی حایل، به دندان بولدوزر سپرده شده، حالم بد شد.
اکنون که جز خاک از آن همه شکوه و خاطره چیزی نمانده، فقط میتوانم امیدوار باشم که تاسیسات بهتر و عامالمنفعهتری به جای آن بسازند! / کرمان شهریور 1405
نظر خود را بنویسید