فردای کرمان ـ محمد رسول جهانشاهی*: وقتی همه از آتش میگریزند، آنان به استقبال مرگ میروند. شهدای آتشنشان، فرشتگان بیبالی که در سکوت سوختند تا جان دیگران را از شعلههای مرگ برهانند.
هفتم مهر ماه سال ۱۳۵۹ که پالایشگاه آبادان از سوی دشمن عراقی مورد حمله هوایی قرار گرفت، آتشنشانان برای اطفای حریق وارد عمل شدند، در حین اطفای حریق بار دیگر پالایشگاه بمباران شد و تعداد زیادی از آنان شهید شدند. به این ترتیب، آتش نشانان جزو اولین شهدای ۸ سال دفاع مقدس هستند، و هفتم مهرماه بر این اساس، روز ملی ایمنی و آتش شانی نامگذاری شد. در واقع، روز آتشنشان، نه فقط یک مناسبت تقویمی، که فرصتی است برای درود فرستادن به جانهایی که در آتش سوختند تا دیگران در امان بمانند.
در میان همهی گروههای ایثارگر، آتشنشانان، جزو مهجورترین قهرمانان این سرزمین هستند؛ کسانی که بیصدا به استقبال مرگ میروند تا جان دیگری را نجات دهند. بر اساس آمارهای رسمی، ۱۶ آتشنشان در حادثه پلاسکو در دیماه ۱۳۹۵ به شهادت رسیدند. اما این تنها یکی از صفحات پرافتخار تاریخ آتشنشانی ایران است، در سالهای اخیر، در حادثه انفجار پتروشیمی بندر امام، حادثه ساختمان مترو صدرای تهران، آتشسوزی جنگلهای زاگرس و ایلام، حادثه فاضلاب شهری در کرمان و دهها مورد دیگر، جمع کثیری از آتشنشانان جان خود را از دست دادهاند.
این آمارها اعداد معمولی نیستند؛ پشت هر شماره، قصهی زندگی یک قهرمان نهفته است. آتشنشانان ما در سختترین شرایط، وقتی همه در حال فرار از حادثه هستند، به سوی خطر میدوند. آنها در خفگی ناشی از آتش، نفسهای آخر خود را به دیگران میبخشند، و در زیر آوار، ایستادگی را معنا میکنند.
حادثه پلاسکو برای همیشه در حافظه این ملت ماندگار شد. آن روزها، همهی ما شاهد بودیم که چگونه آتشنشانان، یکی پس از دیگری وارد ساختمان شدند و هرگز باز نگشتند. آنها میدانستند ممکن است باز نگردند، اما وظیفهی خود دانستند که تا آخرین نفس برای نجات جان انسانها بجنگند.
به راستی چه جانهای گرانبهایی در گرو فداکاری آن آتشنشانانی هست که بیمهابا به کام مرگ رفتند تا دیگران زنده بمانند. در پس شهادت هر آتشنشانی، دهها زندگی نجات یافته وجود دارد که هر کدام داستانی جداگانه از ایثار را روایت میکند.
آن کودکانی که از میان شعلههای آتش نجات یافتند و به آغوش خانواده بازگشتند، بیآنکه بدانند چه کسی جانفشانی کرده تا نفسهای او ادامه یابد؟ و نیز آن پدر و مادرسالخوردهای که سالهای پایانی عمرش را در کنار عزیزش سپری میکند، به پاس دلهای سخاوتمند همین آتشنشانان است.
آن جوانان پرامیدی که توانستند به زندگی ادامه دهند، درس بخوانند، خانواده تشکیل دهند و در ساختن میهن سهیم باشند، همه به برکت فداکاری کسانی است که خود هرگز این فرصت را نیافتند.
چه بسیار جرقههای امیدی که در دل تاریکی و هراس، با از خودگذشتگی این فرشتگان زمینی روشن ماند. چه خانوادههایی که از تلخی فراق نجات یافتند، چه عشقهایی که تداوم پیدا کرد، چه استعدادهایی که شکوفا شد و چه آرزوهایی که به واقعیت پیوست. همهی اینها میراث زندهی آتشنشانان هستند؛ میراثی که هرگز در آمار و ارقام نمیگنجد، اما در قلبهای میلیونها هموطن برای همیشه زنده خواهد ماند.
*کارشناس ایمنی و آتش نشانی
نظر خود را بنویسید