گروه جامعه ـ انتشار گزارشی از گفتوگو با «حمید جلالینژاد» در سایت «فردایکرمان»، واکنش رئیس خانهگفتمان شهر کرمان را بهدنبال داشت.
در گزارشی که با تیتر: «نابودی بازار کرمان پیش از سیتیسنترها آغاز شد / دانشگاهیان حرف عوام را تکرار نکنند»؛ جلالینژاد که معمار و مدیرعامل شرکت مهندسین مشاور عرصهنگار است، ضمن ارایهی گزارش کوتاهی از روند تحولات شهر کرمان، اگرچه تاکید کرد مدافع ساخت سیتیسنتر در کنار بازار کرمان نیست اما منتقدان را دعوت کرد تا دربارهی محاسن این پروژهها نیز بیاندیشند و اعلام کرد رونق بازار کرمان در گرو احیای نظام تولید آن است که از سالیان دور رو به ویرانی گذاشته است. او همچنین عملکرد دانشگاه در برابر بافت تاریخی شهر کرمان را مورد نکوهش قرار داد.
متن کامل این گزارش را میتوانید با لمس نام «جلالینژاد» در زیر این متن مطالعه کنید.
در پی انتشار این گزارش اما، کورش افضلی؛ شهرساز و رئیس خانهگفتمان شهر کرمان که پیش از این در جلسهای در این خانه تصریح کرده بود: «سیتیسنتر وکیل، آمده که بازار را کنار بگذارد» یادداشتی را در اختیار «فردایکرمان» قرار داده که در ادامه میخوانید.
«توسعهی فضایی یک شهر در سه پهنه قابل اجراست. توسعه منفصل (شهر جدید)، توسعه متصل (طرحهای آمادهسازی) و توسعه درونی (مرمت بنا، بازیافت اراضی درونی شهر و بازسازی منطبق با زمینه شهری). توسعهی درونی یکی از چالشهای دوران معاصر و بیش از یک و نیم قرن از تمدن جدید را به خود اختصاص داده است. رویکردهای توسعهی فضای شهر در محدودهی درونی و بافت تاریخی تا 1960 عمدتا بر بازسازی و تخریبهای گسترده به همراه مرمت و حفاظت موزهای مدنظر بود. از 1960 به بعد در هر دههای، یک رویکرد مورد توجه سیاستگذاران توسعه شهری بوده است. از جمله در دهه 1980 اختصاص به جنبهی اقتصادی بافتهای شهری در مرکز توجه قرار گرفته بود. در این دوره تمرکز اصلی بر روی پروژههای بزرگ مقیاس در چارچوب توسعهی مجدد بود. پس از 1980 به ویژه از دوران شکلگیری گفتمان توسعه پایدار، رویکرد بازآفرینی و نوزایی شهری در مرکز توجه ادبیات جهانی مرمت شهری، قرار گرفت.
بر این اساس ادبیات جهانی مرمت شهری وارد گفتمان بازآفرینی با معیارها و شاخصهای توسعهای خاص شد. این ادبیات به عنوان پارادایم جدید توسعهی شهری است. در صورتی که شهری و یا کشوری وارد این فرآیند و گفتمان نشود، حکایت از غلبهی سیاستزدگی در مقابل رویکرد مشارکت محوری حاکم در بازآفرینی شهری دارد. به عبارتی، سیاست پروژههای بزرگ مقیاس در بافتهای درون شهری کنار گذاشته شده است.
این مقدمه در پاسخ به اظهارات دفاع از سرمایهگذار با مبانی نظری غیر زمینهگرای معمار سیتیسنتر کرمان ارائه شد. این معمار با اندیشه سرمایهگذار محور با تاختی که بر منتقد و دانشگاه وارد کرده، نشان میدهد که گفتمان سود و سرمایهگذار بر ادبیات و اندیشه او حاکم و غالب بوده است. ایشان بازار و فرآیند حیاتی بازار کرمان را در یک موجودیتی جدای از بافت پیرامونی و بافت کهن شهر کرمان مورد تشریح سطحی قرار میدهد. ایشان فراموش میکند که دانشگاه کرمان خود بخشی از نظام دانشگاهی معیوب کشور است. این معمار فراموش میکند شهر و بافت کهن کرمان وارد فرآیند بازآفرینی ارزشمدار، زمینهگرا، یا رویکرد نوگرایی زمینهساز و آیندهساز نشده است. این واقعیتی است که معمار امروزین در چنگال سرمایهگذار و بساز و بفروشها گرفتار شده و برای امرار معاش خانواده و کارمندان خود چارهای جز تن دادن به خواستههای نامشروع سرمایهگذار ندارد.
علم مرمت شهری بسیاری از روشهای مداخله در بافتهای تاریخی و درون شهر را به جامعهی حرفهای، معماران و شهرسازان ارائه کرده است. پروژههایی هم چون سیتیسنتر و ساروج پارس و حتی پارکینگ طبقاتی فتحعلیشاهی در چارچوب تکنیک میانافزاها و پروژههای محرک توسعه قرار میگیرند. تکنیک میانافزا مشخص میسازد که یک عنصر جدید باید با زمینهی شهری و حوزهی بلافصل خود همگرا باشد. یک پروژه محرک توسعه با احترام به زمینهی تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی میتوانند در راستای هویت زمینه، به زمینه الحاق و ترکیب شوند. در صورتی که زمینهی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی در محاق رکود طولانیمدت پیش رفته باشد و جرم و جنایت، وجود بزهکاریها، ارزشهای پایین اقتصادی بر محدودهای به واسطهی زمینهی کم توان، حاکم شده باشد، نیاز به میانافزای محرک توسعه را داریم. در این شرایط هم نمیتوان رقیبی به جای مرکز شهری قبلی ایجاد کرد تا محرکی باشد برای احیای این مرکز تاریخی.
سایر معیارهای یک توسعه میانافزای، استفاده از ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی در انطباق با ابعاد عناصر تاریخی محدوده بلافصل این توسعه میان افزای است. ویژگیها و شاخصهای متعدد دیگری برای مکانگزینی و طراحی یک توسعهی میانافزای وجود دارد. از جمله انطباق شهری ساختمان، انطباق کاربری، همجواری، ترکیب عناصر جدید با زمینه و سایر را میتوان از این گونه تکنیکهای توسعه میان افزای، عنوان کرد. با این روشها و چارچوب رویکرد و نظریه بازآفرینی شهری و با وجود مسئلههای متعددی از جمله گروههای اجتماعی ساکن، ناتوانی مدیریت شهری در ارائهی برنامهی بازآفرینی بافت کهن، درآمدهای ناپایدار دولتی و عمومی، عدم وجود فرهنگ مشارکت در بازآفرینی این بافت، رکود احداث ساختمان در پلاکهای دوم بلوکهای شهر و معابر اصلی، بزهکاریهای اجتماعی فقر شهری و نظایر آن، آیا میتوان گفت که سوالهای سادهای در احیاء و بازآفرینی بافت کهن داریم، مسئله اصلی همین جاست که معماران و شهرسازان، مدیران و سایر متخصصین این شهر خیلی راحت سوال میکنند و خیلی راحت پاسخهای سطحی ارائه میدهند. مگر بافت کهن براساس علم مرمت شهری نیاز و ایدههای مداخله سادهای را در هر جایی از این بافت کهن میتواند پذیرا شود؟! آیا دیدگاههای سطحی چون پالایش شهری و اصالت بخشی به بهانهی عدم توانایی ساکنین موجود به خودیابی و هویت ازدست رفته، ایدههای خطرناک برای فرآیند بازآفرینی شهری نیستند؟
پروژههای درشت مقیاسی چون سیتیسنتر و یا ساروج پارس میدانید چه بارگذاری تجاری را برای یک محدوده 66 هکتاری مرکزی بافت کهن به همراه میآورند. میدانید که دو برابر بازار تاریخی فعال کرمان، این دو پروژه، زیربنای تجاری ایجاد میکنند؟ پیرو این بارگذاری سنگین در مرکز تجاری شهر که بیش از سه برابر سرانه متوسط تجاری شهری را قبل از بارگذاری این دو مرکز غول پیکر به خود اختصاص داد، میدانید چه جذب سفری را در فضای فاقد حملونقل عمومی و مسیرهای پیاده مجهز به همراه خواهد آورد؟!!
شاید در نگاهی سطحی و بدون چشمانداز توسعه برای شهر و بافت کهن کرمان، سیتی سنترها باعث تحریک توسعه انتزاعی و تخیلی باشند. ولی در زمانی که شهر کرمان و بافت کهن آن دارای چشمانداز و راهبردهای توسعه انسانمدار، گردشگر پذیر، حمل و نقل عمومی محور، فضاهای شهری جاذب جمعیت و نظایر آن باشد، آیا بازار کرمان و بناهای مجاور آن نباید تمام این کارکردهای درون این سیتیسنترها را به سوی خود جذب کنند؟ اگر این دو سیتی سنتر غولپیکر و غاصب کارکردهای بازار تاریخی نبودند، محدوده 66 هکتاری مجاور آنها نمیتوانست با همت و تلاش مدیریت شهری دلسوز و غیر سیاسی ثبت جهانی شود؟ چرا باید وارد فرآیند بساز بفروشی شویم و طلا فروشان بازار ابراهیم خان، حاج آقا علی و حتی خیابان چمران را وسوسه کنید که از این پروژه، مغازهای خرید کنند؟ چرا این بازاریان را به سوی راستههای رکود یافته دیگر بازارهای تاریخی کرمان سوق نمیدهیم؟ (جواب ساده است! بر اساس دیدگاه معمار غیر زمینهگرا، سرمایهگذار سود حداکثری میخواهد!!).
بافت کهن و بازار کرمان در طول دوران تاریخی دارای میراث فرهنگی بناهای ریزدانهای بودهاند. تنها عنصر درشتدانه آن کاروانسراها بودهاند، این عنصر درشت مقیاس نیز در ترکیبی متناسب با بازار بزرگ و سایر کاربریها به وجود میآید. بازار بزرگ نیز خود یک سیتیسنتر بزرگ شهری بوده، از مجموعهای از مغازههای کوچک مقیاس، در ترکیب با یکدیگر و در وحدتی ناگسستنی، یک کل را شکل میدادهاند. سیتی سنترهای کرمان در محدودهی بافت کهن در انفصال کامل با زمینهی خود دارای مجموعهای از نقصهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی هستند که نقد آنها نیاز به نشستهای زیادی دارد. شاید با تغییر کارکرد و یا اصلاح بخشهایی از آنها تاثیر منفیشان را بر زمینه شهری حداقل کنیم. این نقدها میتوانند نسل کنونی را در مقابل نسلهای آینده سربلند سازند».
4177
واکنش رئیس خانهگفتمان شهر به گزارش «فردایکرمان»؛
سیتیسنترها غاصب کارکردهای بازار تاریخی هستند!

نظر خود را بنویسید