فردای کرمان ـ محمد رضا هاشمینژاد: در این هوای لطیف بهاری فقط تو را کم داریم با آن چهرهی مهربان که به خنده میشکفت، با آن دستان هنرمند که با قلم رقصی، سازی و شوری رقم میزد.
همانقدر که ساده و بیآلایش، همانقدر که بیتوقع و بیتکلف زندگی کردی، دریا دل و بیادعا رفتی!
علی خسروی رفت. ساده از مرز زندگی گذشت، و مارا با خاطرههایش تنها گذاشت؛ بغض گلویم را میفشارد. حس اینکه دیگر نمیتوانم او را ببینم آزارم میدهد؛ دقیقا حسی شبیه حس وقتیکه پدر رفت !
ظهر چهارشنبه نهم اردیبهشت، عادل صدر از انجمن تماس گرفت، گوشی را برداشتم و گفتم به او زنگ میزنم، چیزی نگفت. دقایقی دیگر مظفر طاهری زنگ زد، صدایش میلرزید، خبر رفتن علی را داد. میتوانستم تصور کنم چطور جلوی انفجار بغضاش را گرفته، و آن را ذره ذره رها میکند. تکان شانههایش را در لرزش صدایش میشد دید. شوکه شده بودم. نمیتوانستم درک کنم چه شده؛ چون روز قبل با علی صحبت کرده بودم، میگفت خیلی بهتر است. قریب یک ماه در بیمارستان بستری بود. از وقتی خبردار شدم، هر روز احوالش را میپرسیدم. از دخترم خواسته بودم هر روز به او سر بزند. او هم با ارادت هر روز سر میزد و احوالش را میپرسید. خبر داشتم که همهی دوستان جان، امرالله فرهادی، ابراهیم حقیقی (اتفا قا همین الان که این مطلب را مینویسم زنگ زد و به تلخی گریستیم)، بیژن بیژنی، داریوش فرهنگ و جلالی همسایه و همکار قدیمیاش، و دوست خوب و عزیز عکاسباشی مظفر طاهری، مهربانانه و با لطف او را عیادت میکنند و حالا همهی آن دوستان ...
******
باری علی خسروی طراح گرافیک، نقاش و تصویرگر هزاران چهرهی فرهنگی با کارنامهی هنریای درخشان ـ انسانی و مملو از شرافت و عشق عازم سفر شد .
او نه تنها طراح گرافیک برجسته و نقاشی با احساس و جستجوگر، بلکه انسانی به تمام معنا شریف و مسئول بود. در توجه ویژه و مسئولانهی او به ساحت فرهنگ همین بس که خودانگیخته مجموعهای عالی از چهرهی هنرمندان و فرهیختگان ایران و به ویژه زادگاهش کرمان را به تصویر کشید که به حق بزرگترین مجموعهی مصور مفاخر ایران عزیز است.
سالها همکاری با استاد مرتضی ممیز در پروژههای مختلف هنری، طراحی جلد نشریاتی چون رودکی، نگین، تماشا و ... همکاری با استاد قباد شیوا در موسسه سروش و ساخت جلد دهها کتاب و نشریه و همچنین طراحی پوستر برای فیلمهای طلسم و مسافران و شرکت در دهها نمایشگاه انفرادی و گروهی و صد البته همکاری مشاوره و حمایت از «سالانه گرافیک سرو نگار» که بسیار به ما انرژی میداد، نشان از عشق فراوان او به فرهنگ و هنر این مرز و بوم بود.
*****
علی خسروی برای من یک منش بود؛ یک روش و شیوهی هنرمندانه زیستن که آزادگی و شور هنر را پاس میداشت. بیگمان یادش برای همیشه در خاطرمان خواهد ماند.
البته بعدا در مورد برنامهریزی برای آثار بجامانده از او حرفهای زیادی دارم.
روانش شاد باد . / اردیبهشت ۱۴۰۵
نظر خود را بنویسید