فردای کرمان ـ امید فدایی * : روز ملی فرش دستباف نباید برای ما فقط یک مناسبت تقویمی باشد؛ باید فرصتی باشد برای مکث کردن، فکر کردن و حتی کمی دلنگران شدن. فرش ایرانی فقط یک کالای صادراتی نیست؛ بخشی از حافظه جمعی ماست. بوی پشم و رنگ، صدای شانه بر تار و پود، صبر و حوصله زن و مردی که ماهها و سالها پای دار قالی مینشینند… اینها فقط تولید نیست، زندگی است.
وقتی از فرش ایرانی صحبت میکنیم، از یک برند جهانی حرف میزنیم؛ برندی که سالها نماد کیفیت، اصالت و هنر بوده است. وقتی نام قالی کرمون به میان میآید، با جرأت میتوان گفت با یک نام ماندگار روبهرو هستیم؛ نامی که حتی در قالب ضربالمثل در فرهنگ ما جا افتاده و در بازارهای جهانی شناختهشده و محترم است. این جایگاه، اتفاقی به دست نیامده، حاصل نسلها تجربه، ذوق و اعتبار است.
اما حقیقت این است که امروز این صنعت، حال و روز خوبی ندارد، خصوصا در استان ما کرمان؛ صنعتی که در دهه هفتاد بیش از یک میلیارد دلار صادرات داشت و یکی از ستونهای اصلی صادرات غیرنفتی کشور بود، امروز به کمتر از ۴۰ میلیون دلار رسیده. این عدد فقط یک آمار خشک و خالی نیست، پشت این اعداد و آمار، کارگاههای خاموش، دارهای قالی بیصدا و بافندگانی هستند که انگیزهشان کمرنگ شده است.
بدون شک تحریمهای بینالمللی بیتأثیر نبودهاند، محدودیتهای بانکی، دشواری نقلوانتقال پول و از دست رفتن برخی بازارهای سنتی، فشار سنگینی به صادرکنندگان وارد کرده است. اما اگر منصف باشیم، باید بپذیریم که همه مسئله تحریم نیست. بخش خصوصی درگیر این صنعت هم در جاهایی کوتاهی کرده است. در پیگیری برای سیاستگذاری، در بهروز شدن با نیاز بازار جهانی در باقی ماندن در تفکرات سنتی چه در تولید و چه در بازاریابی.
امروز وقت آن است که بدون بهانه و فرافکنی، پای کار بیاییم. دولت میتواند با مشوقهای مشخص و کاربردی، جان تازهای به این صنعت بدمد. یکی از مهمترین اقدامات میتواند بازنگری در مقرراتی باشد که عملاً صادرات فرش را دشوار کردهاند. از جمله موضوع رفع تعهد ارزی که برای کالایی مانند فرش دستباف، با ساختار خاص تولید و فروشش، چالشهای جدی ایجاد کرده است.
در کنار آن، بخش خصوصی هم باید از نگاه صرفاً سنتی فاصله بگیرد. اگرچه اصالت را باید حفظ کرد، اما بازار امروز جهان، طراحی نو، شناخت سلیقه نسل جدید و شیوههای مدرن بازاریابی میخواهد. اگر ما خودمان را با تحولات جهانی هماهنگ نکنیم، دیگران جای ما را پر میکنند که البته جایمان را تا حدودی پر کردهاند!
برای استان ما کرمان، این مسئله حیاتیتر است. کرمان فقط یک تولیدکننده فرش نبوده، نمادی از کیفیت و ظرافت بوده. قالی کرمان اعتبار ساخت، هویت ساخت و برای استان اشتغال و آبرو آورده بود.
چندین سال هست جسته و گریخته حرکتهایی در استان برای احیای این صنعت صورت گرفته؛ تلاشهایی برای احیای ساختمان قدیمی شرکت فرش کرمان، طراحی، برندینگ و بازاریابی. اما این مسیر، عزم جدی، سرمایهگذاری واقعی و صبوری میخواهد. نباید مقطعی باشد و با اولین مانع، بدست فراموشی سپرده شود.
سرمایهگذاری در صنعت فرش، یک سرمایهگذاری استراتژیک است؛ هم اقتصادی است، هم فرهنگی. این صنعت، ارزش افزودهی بالا دارد، اشتغالزایی گسترده ایجاد میکند و بدون فشار بر منابع آبی و محیطزیست، میتواند به توسعه صادرات غیرنفتی کشور کمک کند. کمتر صنعتی را میتوان یافت که تا این اندازه هم پولساز باشد و هم هویتساز.
روز ملی فرش دستباف، برای ما باید یادآور یک مسئولیت مشترک باشد؛ مسئولیتی در قبال بافندگانی که چشم به آینده دارند، در قبال استانی که نامش با قالی گره خورده، و در قبال برندی که هنوز هم در جهان احترام دارد.
اگر امروز تصمیم بگیریم جدی باشیم، اگر دولت و بخش خصوصی کنار هم بایستند و اگر باور کنیم که فرش ایرانی هنوز ظرفیت درخشش دارد، میتوانیم دوباره روزهایی را ببینیم که نام فرش ایران و قالی کرمان با افتخار در بازارهای جهانی تکرار شود. / با امید به آن روز.
* دبیر انجمن صادرکنندگان استان کرمان
نظر خود را بنویسید