فردای کرمان ـ محمد لطیفکار: در حاشیهی مراسم روز خبرنگار، فرصتی برایم پیش آمد تا چند دقیقهای روزنامهنگار پیشکسوت، آقای ابوالفضل کارآمد را ببینم و یک نسخه از کتاب «آفتاب دوپازا» را که به تازگی منتشر کرده از ایشان هدیه بگیرم. کتابی که او در بارهی برادر شهیدش «رضا کارآمد» به زیبایی تالیف نموده است.
عنوان «آفتاب دوپازا» اشاره به ارتفاعات دوپازا در کردستان دارد که رضا در پانزدهم مردادماه سال شصت و شش و در سن بیست و یک سالگی نام خود را در آن جبهه جاودانه کرد.
اقای کارامد بخاطر تجربهی طولانیاش در روزنامهنگاری، در تالیف و گردآوری مستندات مرتبط با این شهید عزیز، بسیار دقیق و در عینحال ساده و روان کار کرده است. نوشتن در بارهی شهدا اصولا کار سهل و ممتنعی است، به ویژه اگر میان نویسنده و شهید مورد پژوهش، نسبت خویشاوندی باشد که قطعا مشکل تالیف را چند برابر میکند.
ایشان با دقت زیاد، به ریزترین نکات زندگی «رضا» توجه کرده و از نامههای و خاطرات دوستان و خویشان، بهرهی مناسبی گرفته تا نهایتا یک پازل پرکار و بسیار زیبا از منش و شخصیت او را ترسیم، و زوایای آشکار و پنهان زندگی او را بر اساس مستندات واقعی به ما معرفی میکند.
کارآمد در همینحال، از او که برادرش بوده، چهرهای قدیسگونه یا موجودی فراتر از انسان، به مخاطب نشان نمیدهد، در عوض آنطور که در کتاب میخوانیم؛ آن شهید والامقام سرشار از دغدغهمندی و صمیمیت زندگی کرده، که با وجود سن کم در مسئولیتپذیری و ایستادگی چهرهای متمایز داشته است.
همچنین، رضا در فعالیتهای فرهنگی آنقدر کوشا بوده که دوستانش او را با عنوان «لشکر یکنفره فرهنگی» توصیف کردهاند. او سرانجام با نثار جان شیرین خود، در زیر «آفتاب دوپازا» به زندگیاش معنایی دیگر و جاودانه میبخشد. روحش شاد و یادش همواره گرامی باد.
نظر خود را بنویسید