فردای کرمان ـ گروه فرهنگ و هنر: «عِقدالعُلی» و «بدایعالازمان» کتابهایی تاریخی متعلق به ۷۰۰ سال پیش هستند که پژوهشگران و مورخان برای بازخوانی رویدادهای گذشته کرمان، فراوان به آنها رجوع و استناد میکنند. نویسنده این کتابها مردی از روزگار سلجوقیان، معروف به «افضل کرمان» یا «ابوحامد کرمانی» طبیب، تاریخنگار، ادیب و از مفاخر ممتاز این دیار در تمامی قرون و اعصار است.
به نقل از ایرنا، اواخر قرن ششم، همزمان با روزگاری که استاد سخن سعدی، در شیراز با بلاغت و فصاحت و حکمت خارقالعاده خود قلههای ادب فارسی را درمینوردید، مردی در کرمان به کار طبابت و شاعری و نویسندگی مشغول بود که اگر نوشتههایش نبود، بخشی از گذشته ما نیز در غبار زمان دفن شده بود.
با وجود جایگاه رفیع این شخصیت تاریخی و با اینکه نامش ابوحامد، بر یک خیابان در شهر کرمان ثبت و در روز، صدها بار بر زبانها آورده میشود و تندیساش هم تا مدتی پیش، در کنار یخدان مویدی و سر گذر شهروندان بود، خدمات و مرتبه والای علمی و تاریخی و ادبیاش چندان شناخته شده نیست.
این مرد بزرگ «افضلالدین ابوحامد احمدبن حامد کرمانی» است؛ دانشمندی که به «افضل کرمان» شهرت دارد و ضمن خدمات گستردهای که در حوزه پزشکی به نیاکان ما در عصر سلجوقی داشته، نوشتههایش، قرنها پس از روزگار او همچنان راهی برای شناخت گوشههایی از تاریخ این سرزمین پیش روی ما میگشاید. او کسی است که مورخان، پژوهشگران و همچنین علاقهمندان عام تاریخ کرمان، امروز بر خوان فضل و دانش او نشستهاند و بهرهها میبرند.
بیهقی ثانیِ کرمانی
سیدمحمدعلی گلابزاده، نویسنده و پژوهشگر تاریخ و رئیس مرکز کرمانشناسی، ابوحامد کرمانی را «شاعر، بداههسرا، تاریخنگار، ادیب، موسیقیشناس، فرهنگشناس و طبیبی» معرفی میکند که «همه علوم زمان را داشت.»
وی همچنین، در بخش «مفاخر و مشاهیر» کتاب «کرمان در آینه گردشگری» ابوحامد را نویسندهای میداند که «تسلط او در نگارش تاریخ تا آنجا بود که او را بیهقی ثانی نامیدهاند.» لقبی که نشان از شباهت سبک او به ابوالفضل بیهقی، استاد بزرگ تاریخنگاری فارسی دارد.
این کرمانشناس میگوید: «ابوحامد کرمانی، در علم طب نیز از سرآمدان روزگار خود بود و نخستین مراکز درمانی را در کرمان و یزد احداث کرد.»
نویسنده چیرهدست
اگرچه لقب «بیهقی ثانی» را به یکی از مورخان افغانستان هم دادهاند اما به اذعان اهل فن و به استناد آنچه که در «عِقدالعُلی» و «بدایعالازمان فی وقایع کرمان» آمده است، این تشبیه درباره افضل کرمان نیز کاملا بهجاست.
زندهیاد دکتر حمید فرزام، استاد دانشگاه و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقالهای در معرفی افضل کرمان به بیان زوایایی از شخصیت و مهارت نویسندگی او پرداخته است. در این مقاله آمده است: «از اکابر نویسندگان و دانشمندان و افاضل مورخان و طبیبان کرمان در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجریقمری بلکه از مفاخر این دیار در تمام قرون و اعصار، «افضلالدین ابوحامد احمدبن حامد کرمانی» ملقب به «افضل کرمان» است که در انشاء و ترسُل و ادب فارسی و عربی، بزرگ و آیتی بوده و از برکت همین هنر ارجمند، در تاریخنگاری به خلق و ابداع آثاری گرانبها چون «عِقدُالعُلی للموقفالاعلی» و «بدایعالازمان فی وقایع کرمان» و «المضاف الی بدایع الازمان فی وقایع کرمان» پرداخته است.»
وی درباره مهارت نویسندگی این مورخ کرمانی نوشته است: «در این فن شریف، با سبک و شیوهای خاص و دلنشین، مکتبی نوآیین ساخته و بر اثر جاذبه شگرف کلام استادانه و سحرآمیز خویش، جمعی از مورخان و نویسندگان را از سر شیدایی و شیفتگی در پی خود به راه انداخته است و این رسمی است معهود و کهن و از دیرباز صاحبدلان در وصف خوبان جهان و اهل کمال گفتهاند که مینمایند و میربایند.»
این دکترای زبان و ادبیات فارسی در ادامه مقاله خود نوشته است: «نثر افضل در بسیاری موارد بهویژه در عقدالعلی در غایت متانت و آراسته به انواع صنایع بدیعی و امثال و حِکَم و آیات و اخبار و اشعار فراوان فارسی و عربی است و بدین جهت به گفته دکتر صفا در کتاب تاریخ ادبیات، از نمونههای بارز انشاء مصنوعی و مزین فارسی (متنی که با مهارت و دقت هنرمندانه خلق شده است) در اواخر قرن ششم هجریقمری است.»
فرزام ادامه داده است: «نثر افضل با وجود اندک صعوبت در نوع خود سخت مطبوع و دلپذیر افتاده و در عین ایجاز لفظ، از حیث لطف معنی و مضمون تمام و در حد کمال است و بهراستی تا کسی آثار وی خاصه عقدالعلی را در مطالعه نگیرد بدین معنی واقف نگردد.»
مکتب تاریخنگاری افضل
زندهیاد فرزام در بخش دیگری از مقاله خود در معرفی ابوحامد کرمانی آورده است: «بر اثر وسعت معلومات، بهویژه ذوق و استعداد خداداد شاعری و نویسندگی و احاطه بر متون ارزشمند و معروف منظوم و منثور فارسی و عربی، آثار تاریخی افضل به حدی مقبول افتاد که پس از وی، بخشهای از آنها نهتنها مورد استفاده بلکه در معرض غارت و دستبرد بعضی از مورخان و نویسندگان کممایه بیانصاف خدانشناس قرار گرفت.»
در بخش دیگری از این مقاله، نویسنده برای تاکید بر وسعت نفوذ کلام و تاثیر سبک و شیوه نویسندگی و اهمیت مکتب تاریخنگاری افضل اضافه میکند: «قریب یک قرن و نیم بعد از نخستین تصنیف وی به نام عقدالعلی للموقفالاعلی در ۵۸۴ هجریقمری، مورخ نامی «ناصرالدین منشی کرمانی» نام تاریخ خود را که در فاصله ۷۱۵ تا ۷۲۰ هجریقمری درباره قراختاییان کرمان نگاشته به تقلید وی، «سمطالعلی للحضرهالعلیا» نهاده و با ذکر احترامآمیز نام آن مورخ بزرگ، تمایل خود را به پیروی از سبک و طرز سخن و شاگردی مکتب وی نیز ابراز نموده است.»
وی اضافه کرده است: «این شواهد همه بیانگر تاثیر شگرف افضل در بعضی از نویسندگان و مورخانی است که در قرون و اعصار متمادی بعد از او قدم به عرصه وجود نهاده و بیش و کم از خوان نعمت بیدریغ فضل و دانش وی بهرهمند گشتهاند.»
طبیب پیشرو
افضل کرمانی علاوه بر مهارت و استادی در نویسندگی، در علم طب نیز دست داشته و رساله «صلاحالصّحاح فی حفظ الصحه» را در این باب نگاشته است.
زندهیاد دکتر محمدعلی امامیمیبدی از پزشکان برجسته در مقالهای در باب توان طبابت ابوحامد کرمانی نوشته است: «شاید بتوان افضل را نخستین پزشکی دانست که هفت قرن پیش به اهمیت بهداشت و پیشگیری واقف بوده و آن را نیمی از طب دانسته است.»
وی همچنین به «اصرار حکام و پادشاهان وقت کرمان و یزد در اینکه افضل، طبابت خاص آنها را همراه با وزارت ایشان تصدی کند و یا سرپرستی بیمارستانهای یزد که در سده هفتم دارالشفاهای بزرگ و مشهوری داشته است را بپذیرد» اشاره کرده است.
میراثداران افضل
ابوحامد کرمانی ۷۰۰ سال پیش میزیسته است. اینکه امروز پژوهشگران و معلمان و علاقهمندان تاریخ میتوانند ردّ برخی وقایع و مکانها و نامها را در گذشته بیابند، شناخت خود را مرهون آثاری هستند که او نوشت و اگر کتابهای ابوحامد اکنون در دسترس ماست، حاصل تلاش محققان و مصححانی است که در دوره معاصر، آثار ارزشمند او را به زیور طبع آراستهاند.
در اینباره، فرزام در مقالهای که نوشته، از چند شخص نام برده است: «استاد علیمحمد عامری در این راه پیشگام بوده و با چاپ بسیار عالمانه عقدالعلی در سال ۱۳۱۱ شمسی به مصداق «الفضل للمتقدم» بر دیگر روندگان این راه برتری و مزیت یافته و پس از وی، سعی دکتر مهدی بیانی در چاپ التقاطی بدایعالازمان فی وقایع کرمان در سال ۱۲۳۶ شمسی و اهتمام عباس اقبال در کشف و طبع المضاف الی بدایعالزمان فی وقایع کرمان از روی نسخه خطی بسیار نفیس و منحصربهفرد کتابخانه واتیکان در ۱۳۳۱ شمسی و کوشش آقای دکتر باستانیپاریزی در تجدید چاپ عقدالعلی به ضمیمه شرح حال افضل و رساله صلاحالصلاح وی به سال ۱۳۵۶ شمسی هریک در جای خود از لحاظ نقد علمی و برحسب درجه اهمیت و اصالت، مشکور و در خور توجه است.»
کرمان یا کوهبنان؟
اگرچه بسیاری ابوحامد یا افضل را کرمانی میدانند اما برخی هم بر این نظرند که او اهل کوهبنان در استان کرمان است.
فرزام در مقاله خود به این نکته نیز اشاراتی داشته است: «ناگفته نماند وجهه همت و انگیزه بنده در این گفتار، بیان نکته تازهای در باب موطن اصلی این مورخ نامدار است که با کمال شگفتی تاکنون از دیده تیزبین برخی از محققان و مورخان دور و مستور مانده است. در مقدمه چاپ عقدالعلی به قلم دکتر باستانیپاریزی از روی حدس و گمان در اینباره چنین آمده است: «...به قرائن بسیار، افضل اهل کوهبنان بوده است...» با اینکه در تایید این مطلب، ابدا ذکری از قرائن نرفته، جمله مزبور بیهیچ دلیل و برهان در برخی نوشتهها برای انتساب افضل کرمان به کوهبنان شده است.»
وی ادامه داده است: «حقیقت امر این است که مورخ مورد بحث ما، در فصل پنجم عقدالعلی که در شرح حال خویش نگاشته، به صراحت کرمان را وطن خود شمرده نه کوهبنان و در اینباره نوشته است: «...چون دور دولت طغرانشاه (هشتمین پادشاه از سلاجقه کرمان) درگذشت، غلامان، بزرگان و معارف کرمان را هلاک کردند... من بنده از آن بترسیدم ... علاوه بر دیگر حوادث در کرمان قحطی افتاد. عزیمت خراسان داشتم... نخست رحلتی تا کوبنان کردم تا اسباب آن سفر دراز آنجا بسازم... من بنده پنج سال در کوهبنان مقیم زاویه انزوا بودم و از دریچه اعتبار، نظاره روزگار رسنباز و زمانه گرهساز میکردم...»
این نویسنده و پژوهشگر ادامه داده است: «با وجود چنین سند صحیح و برهان قاطعی درباره وطن اصلی افضل که در عقدالعلی اولین و معروفترین تصنیف وی به قلم خودش آمده است، به قول علمای فقه و اصول، دیگر هیچگونه اجتهادی در برابر این نص صریح جایز نیست. خاصه آنکه رساله صلاحالصحاح او نیز بدین عبارت آغاز شده: «چنین گوید مولف این کتاب، صدر امام مرحوم افضلالمله و الدین الکرمانی ...» از این رو با کمال اطمینان افضل اهل کرمان و مایه افتخار کرمانیان و بلکه همه ایرانیان و مردم فارسیزبان است و کوهبنان هم متعلق به کرمان است و ما همگی برابر و برادریم و از هم جدایی نداریم.»
امروز، هر بار که پژوهشگری برای بازخوانی بخشی از تاریخ کرمان به «عقدالعلی» یا «بدایعالزمان» رجوع میکند، بار دیگر اهمیت کار مردی آشکار میشود که قرنها پیش، رویدادهای روزگار خود را ثبت کرد و برای ما به یادگار گذاشت. آشنایی با این مورخ، ادیب و طبیب، نباید صرفا در خواندن آثارش محدود بماند بلکه شناخت عمیقتر زندگی، اندیشه و نقش او در پزشکی و ادب فارسی و مکتب تاریخنگاری کرمان باید فهمیده و فهمانده شود.
*عکس: مجسمه ابوحامد کرمانی در حاشیه بنای تاریخی یخدان مویدی در چهارراه خورشید شهر کرمان / این مجسمه اکنون به مکان دیگری منتقل شده است. عکس: محمد لطیفکار
نظر خود را بنویسید