فردای کرمان ـ محمد لطیفکار: در مراسم گرامیداشت روز خبرنگار که شامگاه شنبه ۲۴ مردادماه در تالار فرهنگ و هنر کرمان برگزار شد، سخنان استاندار کرمان در مورد جایگاه رسانه و خبرنگاران در مجموع دلگرم کننده بود، و شخصا سپاسگزارم. اگرچه ایشان در جایی از صحبت خود از خبرنگاران هم گلایه کردند که چرا پارهای از اتفاقهای مهم استان را خوب پوشش ندادهاند؟
دکتر طالبی در این سخنرانی مناسبتی، قولهای زیادی هم داد که امید است در آینده این قولها در چرخهی اداری به سرنوشتی نامعلوم دچار نشود، چون تجربه زیستهی رسانهها نشان داده است قول و قرارهای مقامات در مناسبتی مثل روز خبرنگار، به وادی فراموشی سپرده خواهد شد. نمیخواهم در این مورد نمونه بیاورم، اما موی سپیدم را گواه میگیرم که چه قولها که نشنیدهام! با اینحال، در این مجال کوتاه میخواهم تنها به یک جملهی بسیار مهم استاندار محترم بپردازم که در تبیین مشکل پایلوت عرضهی بنزین با قیمت عجیب ۸۷ هزار تومانی اشاره کردند. اتفاقی که در همان شب میرفت با طوفانی از اعتراض مواجه شود، اما نهایتا با عقبنشینی خردمندانهی استاندار و صدور دستور توقف طرح فروش، ماجرا فیصله پیدا کرد.
و همینجا بگویم که این عقبنشینی را نه تنها اشتباه نمیدانم، که نوعی شجاعت مبتنی بر تدبیر برای حل مساله میدانم. اما آن سخن ااستاندار که در تحلیل رسانهای ماجرا بیان کردند جای حرف و چالش دارد. ایشان فرمودند: «ضعف اطلاعرسانی چالش اصلی اجرای طرح بنزین بود.» به گمان من، این تعبیر از دو سو قابل بررسی است. اول آنکه بسیار کلی است: آنقدر کلی که هم درست به نظر میآید و هم نادرست! این تناقض از آنجا ناشی میشود که وقتی از «ضعف اطلاعرسانی» سخن گفته میشود، به درستی معلوم نیست از چه نوع ضعفی در رسانهها حرف زده میشود! اگر منظور این است که در روزهای منتهی به این اتفاق، باید تبلیغات بیشتری صورت میگرفت تا مردم در مورد طرح بنزینی اقناع شوند، این نگاه به مسئله و نقش رسانه اشتباه است. چون در این صورت، انجام فعالیت رسانهای دقیقا برابر با تبلیغات فرض شده است، و خاستگاه این نگاه هم ناشی از نشناختن نقش واقعی رسانهها در فرآیند رویدادهای گوناگون است.
رویکرد دیگر، این است که جایگاه و نقش رسانه را به صورت یک بستهی کامل تاثیرگذاری و اقناع مردم در نظر بگیریم؛ در این مورد باید بگویم در جامعهای مثل کرمان که رسانههای پرشمار دارد، و تنها معدودی از آنها فعالاند یا کار حرفهای انجام میدهند، قطعا برای پوشش رسانهای رویدادها و یا پروژهی بزرگی مثل بنزین که بوی خون به مشام میرساند، کمترین ظرفیت را دارند. در واقع، اگر با این نوع نگاه از ضعف اطلاعرسانی دم بزنیم، حرف درستی است، اما به این پرسش هم باید پاسخ بدهیم که مدیریت استان با آگاهی از چنین ضعفی در رسانهها، چرا به اجرای پایلوت طرح بنزین با قیمت نوع چهارم تن داده است؟
این سوال و چالش را از آن نظر ضروری و با اهمیت میدانم که معتقدم مسئولان اگر به چالشهای توسعهی استان میاندیشند باید چالش توسعهنیافتگی رسانهها را در اولویت برنامههای خود قرار دهند. مثلا اینکه استاندار محترم در همین سخنرانی میگوید: «آمادهایم با مسئولان رسانهگریز برخورد کنیم»، باید جدی دنبال بشود و سر سوزنی هم تعارف نکنیم. اینکه گفتهاند: «خبرنگاران را شریک توسعۀ استان میدانیم»، حتما باید به پیوستها، الزامات و پشتوانهی نظری این گزاره هم اندیشید و برنامهریزی کرد؛ و یا آنجا که مطرح میکنند: «مسئولیت معرفی برند کرمان بر دوش همۀ ماست» باید به این هم فکر کرد که رسانههای استان با کدام ظرفیت و توان واقعیشان میتوانند قبول مسئولیت بکنند؟!
آقای استاندار؛ لطفا تا پیش از اینکه بیشتر دیر بشود به موضوع سرمایهگذاری مادی و معنوی در توسعهی رسانههای استان اهمیت بدهید، چون توسعهی استان بدون حضور یک نظام رسانهای دلسوز، قوی و حرفهای محال به نظر میرسد.
نظر خود را بنویسید