فردایکرمان – گروه فرهنگوهنر: علیرضا هاشمینژاد، هنرمند و پژوهشگر حوزۀ فرهنگ در آیین تکریم دکتر یدالله آقاعباسی که شامگاه سهشنبه ۲۸ مهرماه در تالار وحدت دانشگاه شهید باهنر کرمان برگزار شد، با بیان اینکه این هنرمند سالها در غلبه با گفتمان غالب تئاتر کرمان مقاومت کرده و جریانساز شده است، تأکید کرد: آنچه آقاعباسی را بزرگ میکند، نوع بودن ایشان و تأثیرش بر جامعهٔ هنری است.
به گزارش فردایکرمان، وی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی یدالله آقاعباسی بیان کرد: «آقای آقاعباسی در چند حوزه از نوادر هستند، اگر در بُعد هنر بخواهم به چند نکته که کمتر به آن پرداخته شده، اشاره بکنم، فارغ از ۵۰ سال فعالیت مداوم، نوع فعالیتی را که ایشان در این دورۀ طولانی تداوم بخشیدند، بسیار مهم است».
تلفیق ادراک عقلانی با کار خلاقانه
هاشمینژاد سپس افزود: «در حوزۀ هنر، آشتیِ نظر و عمل، یک موضوع بسیار مهم است، هنرمندان و کسانی که در حوزۀ هنر کار میکنند یا به حوزۀ عمل میروند یا به مباحث نظری میپردازند و اینکه یک فرد بتواند در طول یک دورۀ طولانی یک آشتی ثمربخش بین این دو حوزه برقرار کند، از نوادری است که کمتر میبینیم».
وی دربارۀ اهمیت این موضوع توضیح داد: «این دو حوزه سازوکار خودشان را دارند، یعنی شما زمانی که میخواهید دست به خلاقیت هنری بزنید باید یک رهایی و آزادی را تجربه کنید و زمانی که به کار پژوهشی، تالیف، اظهار نظر و نظریه میپردازید، مسالۀ ادراک و نوعی شناخت مطرح میشود که اینها اگر در یک جایی بهدرستی تلاقی نکنند به هر دو حوزه آسیب میزنند».
هاشمینژاد ادامه داد: «در حال حاضر این مساله در دانشکدهها مشاهده میشود و حتی بین دانشجویان دانشکدۀ هنر هم مطرح است که بسیاری مباحث نظری را، به دلیل همین احساس خطر نادیده میگیرند».
وی خاطرنشان کرد: «ادراک در ارتباط با نظر، مسئلۀ مهمی است اما وقتی شما میخواهید ادراک عقلانی را با کار خلاقانه تلفیق کنید، یاد این سخن شکسپیر در مونولوگ معروفش میافتید که میگوید، پس این ادراک است که ما را بُزدل مینامد».
این هنرمند با بیان اینکه بُزدلی در کار هنر جایگاهی ندارد، یادآور شد: «در کار هنر، گاهی شجاعت، شوریدگی و آشفتگی، بیشتر از ادراک عقلانی کارساز است اما اینکه چگونه این ادراک میتواند با این عمل جمع بشود و تاثیرگذار باشد، هنریست که همهکس نتوانسته به آن برسد و آقای آقاعباسی یکی از معدود افرادیست که این توانایی را داشته است».
تاکید بر آموزش پایه و تئاتر دانشگاهی
هاشمینژاد در ادامه بیان کرد: «نکتۀ دیگری که کمتر دربارۀ آقای آقاعباسی به آن اشاره شده، آشنایی ایشان با فرهنگهای تئاترِ سرزمینهای مهمی مثل ایرلند و شمال اروپا و همچنین مکاتب مهم تئاتری است که در برخی از آثار ایشان کاملا سیال است و جریان دارد و آنجاست که میتوان با ابعاد گوناگون شخصیت یک فعال حوزۀ نمایش آشنا شد که ما این نوع را هم کمتر میبینیم».
وی توجه به آموزش در قالب تدریس و در قالب گروه را از دیگر ویژگیهای آقاعباسی بیان کرد و ادامه داد: «ما گاهی این دو نوع آموزش را هم در افراد نمیبینیم، بسیاری از آدمهای معتبر را میشناسیم که در یک مسیر دوگانۀ اینچنینی موفق نبودند در حالیکه آقای آقاعباسی از شخصیتهای نادری هستند که با وجود جایگاهی که در دانشکده دارند، تدریس درسهای بسیار سادهای که بسیاری از دوستان پس از رسیدن به برخی مراتب، دیگر حاضر نیستند به آنها بپردازند، را برعهده میگیرند زیرا بر آموزش پایه تاکید دارند و تاثیری که ایشان از طریق آموزش پایه بر جریان تئاتر، چه در گروه و چه در حوزۀ آکادمیک، در کرمان گذاشتند، بسیار مهم بوده است».
پرهیز آگاهانه از دیدهشدن
این پژوهشگر حوزۀ فرهنگ و خوشنویسی با بیان اینکه هنرهای نمایشی از میل به دیده شدن به وجود میآیند، یادآور شد: «انسان همیشه میل به دیده شدن دارد و کسانی که بیشتر تمایل به دیده شدن دارند، هنرهای ویترینی را انتخاب میکنند؛ نمایش و سینما این امکان را برای آدم فراهم میکند که دیده بشود - دیده شدن به معنای عام کلمه - اما آقای آقاعباسی در طول زندگی از دیده شدن - به معنای اینکه فقط حضور داشته باشد - پرهیز کرد».
وی با اشاره به ماندن آقاعباسی در کرمان با وجود ظرفیتها و تواناییهایش، افزود: «ماندن در کرمان در صورتی که امکان این را داشته باشی در مهمترین گروهها و تشکیلات هنری کشور فعالیت کنی، یکی از سختیهایی است که تحمل آن در طول یک عمر، گاهی جانکاه است».
هاشمینژاد ادامه داد: «هنوز جایگاه ایشان در تئاتر، به معنای واقعی در کشور شناخته نشده زیرا مسئلۀ دیده شدن بسیار مهم است و این پرهیز از دیده شدن را من در طول سالهای طولانی آشنایی با ایشان از نزدیک شاهد بودم».
ایجاد گفتمان تازه در تئاتر کرمان
وی، ماندن آقاعباسی در کرمان و تاثیر او بر تئاتر استان را قابل تقدیر دانست و گفت: «آقای آقاعباسی در طول دورۀ طولانی در غلبه با یک گفتمان غالب در هنر کرمان بوده و من از نزدیک شاهد بودم».
هاشمینژاد خاطرنشان کرد: «گفتمانی که در دورۀ طولانی بر تئاتر کرمان غالب بود، جریانی نبود که آقای آقاعباسی را بپسندد و او را بپذیرد و تحمل این دوران طولانی، خسته نشدن، کار کردن، تاثیر گذاشتن و ایجاد جریانی که گفتمان غالب بشود، موضوع بسیار موثری است که کمتر در مورد شخصیت آقای آقاعباسی به آن پرداخته شده است».
وی افزود: «بودن در این دوره بسیار سخت است، بودنی که مخرج مشترک آن تاثیرِ همراه با تفکر، فن و آگاهی است؛ ویژگیهایی که ما در هنرمندان این دوره کمتر میبینیم».
هاشمینژاد در پایان بیان کرد: «آنچه آقای آقاعباسی را بزرگ میکند، نوعِ بودن ایشان و تاثیری است که این بودن بر جامعۀ هنری امروز کرمان گذاشته است». /پ
نظر خود را بنویسید