فردای کرمان ـ گروه فرهنگ و هنر: زندهیاد «یوسف مجیدزاده» فرصتی بود که برای همیشه از تمدن ایران گرفته شد. این باستانشناس برجسته، مردمشناس و نقاش چیرهدست که بهتازگی او را از دست دادهایم، خدمات ماندگار و بزرگی به شناخت تمدن کهن ایران و بهویژه تمدن جیرفت در استان کرمان داشت. کاوشهای باستانشناسی او در کُنارصندل جیرفت نشان داد که برخلاف تصور باستانشناسان خارجی، جنوب شرق ایران و از جمله جیرفت نه فقط پُلی میان تمدنهای سِند و بینالنهرین، بلکه خود نیز «مرکز بلوغ تمدنی بسیار درخشان» بوده است.
به گزارش ایرنا کرمان (اسما پورزنگیآبادی)، خبر درگذشت مجیدزاده که سهشنبه هفته گذشته از فرانسه به ایران رسید، جامعه باستانشناسی را با این واقعیت تلخ مواجه کرد که از این پس با یک جای خالی بزرگ مواجه شده است؛ این باستانشناس ضمن فعالیتهای ارزشمند علمی و آموزش و پرورش دانشجویان، با انجام کاوشهای باستانشناسی و نوشتن کتابها و مقالات متعدد، بخشی از فرهنگ و تمدن طولانی ایران را در حافظه دنیا ثبت و ضبط کرده است.
مجیدزاده استاد دانشگاه تهران بود و در حوزه مردمشناسی از جمله در لرستان نیز پژوهشهای قابلتوجهی انجام داده و کتابهایی را هم نوشته و ترجمه کرده بود اما نام او بهعنوان یک باستانشناس برجسته، از دهه هشتاد خورشیدی بیشتر از همیشه بر سر زبانها افتاد آن هم بهواسطه کاوشهایی که در کُنارصندل جیرفت انجام داد و نظریاتی که در اینباره مطرح کرد. پس از سیل ویرانگری که در این منطقه رخ داد، حجم زیادی از اشیاء عتیقه از زیر خاک بیرون آمد. قاچاقچیان دست به کار شدند و در یک دوره زمانی، تا توانستند بر دشت جیرفت زخم زدند و چیزهای زیادی متعلق به این تمدن را غارت کرده و به تاراج بردند. بعد از این، توجه نهادهای متولی به این منطقه جلب شد و تصمیم گرفتند تا با حفاریهای علمی، این صفحه از کتاب قطور تمدن این سرزمین را خوانا کنند. دکتر یوسف مجیدزاده سرپرست کاوشها شد و به جیرفت آمد. او و هیات همراهش طی پنج سال و در فصلهای متعدد، حفاری را در دشت جیرفت انجام دادند.
مجیدزاده در دوران حضورش در جنوب کرمان، در کنار یافتههای ارزشمندی که از دل خاک بیرون کشید، نظریاتی را نیز مطرح کرد که توجه باستانشناسان جهان را به این منطقه از ایران جلب کرد از جمله اینکه گفت «جیرفت احتمالا همان تمدن اَرَتَ باشد که در الواح سومری نام آن آمده است.» در الواح سومری نام ۲ شهر اَنشان و دیگری اَرَته خوانده شده بود که کسی نمیدانست کجا هستند.
باستانشناسان انشان را در استان فارس پیدا کردند اما درباره ارته نظرات متعددی وجود داشت تا اینکه مجیدزاده این احتمال را داد که این تمدن و شهر در استان کرمان باشد.
چاپ جلد نخست کتاب «جیرفت کهنترین تمدن شرق» و آنچه که درباره تمدنهای خفته در دشت جیرفت در این کتاب گفته بود نیز توجه بسیاری از باستانشناسان و دانشگاهیان در سراسر دنیا را به این منطقه جلب کرد. اگرچه دیگر سایتهای تمدنی ایران به جهان معرفی شده بود اما جیرفت تنها تمدنی بود که نه باستانشناسان خارجی بلکه یک باستانشناس ایرانی آن را شناساند و مورد قبول و تایید دنیا هم قرار گرفت.
کاوشهای ناتمام
مجیدزاده اما نتوانست کاری را که در جیرفت آغاز کرده، آنطور که خودش و دیگر همراهان و همفکرانش انتظار داشتند به پایان برساند. خودش آنچه را که در این مدت در جنوب کرمان انجام داده بود را به «نقطهای کوچک با مداد اِتود بر صفحه سفید یک کاغذ» تعبیر کرده بود تا نشان دهد که چه رازهای بزرگی در دل این دشت، کشفناشده باقی مانده است.
به هر روی، پنج فصل از کاوشهای مجیدزاده در جیرفت که به آخر رسید و درست در زمانی که نگاه جهان به این نقطه از ایران خیره شده بود، او مجبور شد کلنگ باستانشناسی را بر زمین بگذارد و از کرمان برود.
پس از او، هرچند که به صورت پراکنده کاوشهایی در کنارصندل انجام شد اما هیچوقت کار ناتمام مجیدزاده به آخر نرسید و نظریاتش بهطور کامل اثبات نشد.
سرانجام، این باستانشناسِ ایراندوست با آرزوهایی که برای جیرفت داشت و بر دل ماند و میراث علمی بیبدیلی که برای نسلها برجای گذاشت، از صحنه پژوهش و کاوش در تمدن ایران کنار رفت و چهره در نقاب خاک کشید.
در روزهای گذشته و به مناسبت درگذشت این باستانشناس برجسته، افراد و شخصیتهای متعددی یادش را گرامی داشته و در وصف کوششهای علمی و فرهنگی او سخن گفتهاند.
دکتر سیدیوسف سیدسجادی باستانشناسی که شهرسوخته در سیستانوبلوچستان را کاوش کرد و شناساند و موجب ثبت جهانی آن هم شد، از یاران نزدیک مجیدزاده است.
وی از سال ۱۴۰۲ و با توصیه مجیدزاده برای ازسرگیری کاوشهای جیرفت به کُنارصندل آمده است و اگرچه فعالیتهای ثمربخشی نیز داشته اما بهدلایل متعدد از جمله کمبود اعتبارات هنوز نتوانسته آنطور که خودش و مجیدزاده میخواهند، در کنارصندل به تحقیق و کاوش بپردازد.
باستانشناسِ معلم
سیدسجادی پس از درگذشت مجیدزاده در گفتوگو با خبرنگار ایرنا به بخشی از کارنامه علمی و فرهنگی این باستانشناس پرداخت.
وی در اینباره گفت: دکتر مجیدزاده قبل از اینکه باستانشناس باشد، مردمشناس بود و پیش از فعالیتهای دانشگاهی، کارهای مردمشناسی جدی و گستردهای بهویژه در لرستان انجام داد و مقالات متعددی چاپ کرد، ضمن اینکه نقاش بسیار چیرهدستی هم بود و آثار نقاشی قابلتوجهی از ایشان به جای مانده است.
سرپرست کاوشهای باستانشناسی کنارصندل جیرفت با اشاره به ارتباط خانوادگی و دوستی نزدیکی که با زندهیاد مجیدزاده داشته است، افزود: باستانشناس شدن من اما تحت تاثیر مستقیم ایشان نبود ولی روش تدریس، نگاه علمی ایشان و حضورم در حفاریها و کاوشهایی که انجام میداد بسیار تشویقم کرد که فقط فارغالتحصیل باستانشناسی نباشم و سعی کنم بهمعنای واقعی باستانشناس باشم.
وی ادامه داد: زندهیاد مجیدزاده بهویژه در روشهای کار میدانی و بیابانی دقت بسیار بالایی داشت. از خطاهایی که دانشجویان در کار داشتند، به آسانی گذر نمیکرد و تلاش میکرد تا روش درست را به دانشجو بیاموزد؛ مثلا کلنگ را به دست میگرفت و به زمین و خاک میزد تا روش دقیق کار را به یک دانشجو بیاموزد. رفتار ایشان به گونهای بود که دانشجویان را تشویق میکرد تا کار خود را همانطور انجام دهند که خود ایشان انجام میداد.
سیدسجادی اظهار کرد: ایشان با دانشجویان ۲ گونه رفتار داشت. در کلاس درس و هنگام مباحث علمی، بسیار جدی و سختگیر بود اما در روابط شخصی و خارج از کلاس درس، فردی بسیار مهربان بود و ارتباطات خوبی برقرار میکرد و دانشجویان بسیار به ایشان علاقه داشتند.
نجات جیرفت از تاراج و هرجومرج
در ادامه این گفتوگو، سرپرست کاوشهای باستانشناسی کنارصندل جیرفت در پاسخ به این پرسش خبرنگار ایرنا که زندهیاد مجیدزاده فعالیتهای مهمی در حوزه باستانشناسی انجام داده اما به نظر میرسد مهمترین کارهای ایشان، خدمتی است که به کنارصندل جیرفت کرد. او برای جیرفت چه کرد؟ گفت: اینکه بخواهیم منطقهای را بر منطقه دیگر ترجیح دهیم مطرح نیست. عمده کار باستانشناسی ایشان، انجام سه حفاری بود که هر سه در حافظه باستانشناسی ایران باقی خواهد ماند؛ یکی کاوشهای تپه قبرستان در دشت قزوین بود که درباره آن به زبان انگلیسی کتابی را هم منتشر کرد.
دیگری کاوشهای تپه اُزبکی بود که قدیمیترین خشت دنیا را در آنجا پیدا کردند که توسط رئیسجمهور وقت به سازمان ملل اهدا شد و کاوش مهم دیگر، در جیرفت بود.
سیدسجادی تصریح کرد: دکتر مجیدزاده جیرفت را از هرج و مرج نجات داد.
وی دراینباره توضیح داد: تاراج و غارت و قاچاقی که در جیرفت اتفاق افتاد بخشی از ماجراست، هرج و مرجی که پس از سیل و آن غارتها اتفاق افتاد خطرناکتر بود. آنچه که مجیدزاده به آن توجه داشت، صرفا رفتن دهها هزار شیء به خارج نبود؛ اشیاء برای باستانشناس بسیار مهم هستند ولی اهمیت اصلی این است که باستانشناس بداند که کاربری و تاثیر و تکنیک ساخت اشیاء چیست.
با کاوشهای غیرمجاز و غارتی که در دشت جیرفت انجام میشد این امکان داشت از دست میرفت و مجیدزاده جلوی این کار را گرفت و از این نظر است که میگویم جیرفت را از هرجومرج نجات داد اگرچه بهواسطه پیگیریهای فراوانی که داشت، با کمک حقوقدانان وزارت خارجه توانستند تعدادی از اشیاء را هم به ایران برگردانند.
سرپرست کاوشهای باستانشناسی کنارصندل جیرفت در ادامه گفت: آنچه که مجیدزاده در جیرفت انجام داد نشان دادن اهمیت تمدن این بخش از ایران بود. تا حدود ۴۵ سال پیش، باستانشناسان خارجی چندان به ایران به خصوص جنوبشرق کشور توجه نمیکردند و میگفتند این منطقه پلی میان ۲ تمدن شرقی و غربی یعنی دره سِند هندوستان و بینالنهرین است.
سیدسجادی افزود: این حرف در کلیت درست است ولی بدین معنا نیست که این مناطق در جنوبشرق سرزمین ایران، استقلال تمدنی و فرهنگی نداشتند. دکتر مجیدزاده نشان داد که جنوب شرق ایران و از جمله جیرفت خود مرکز بلوغ تمدنی بسیار درخشان بوده است.
وی ادامه داد: اوایل که نظریات مجیدزاده مطرح شد، بعضی از باستانشناسان خارجی و حتی برخی همکاران ایرانی شک و تردید در رابطه با نظریاتی که میداد، ایجاد کردند اما کاوشهای او کاملا نشان داد که این منطقه، مرکز تمدنیِ بسیار مهمی بوده و بر بسیاری از مناطق دنیا تا شبهجزیره عربستان تاثیرگذار بوده است. درست است در منطقهای در عمان و در شمال شبهجزیره عربستان هم مقداری از اشیاء جیرفت پیدا شده اما مشخص شد که همه اینها تحتتاثیر جیرفت بوده است و این را دکتر مجیدزاده نشان داد.
آموزش باستانشناس
سرپرست کاوشهای باستانشناسی کنارصندل جیرفت سپس اظهار کرد: اقدام مهم دیگری که دکتر مجیدزاده در جیرفت انجام داد و جزو خصوصیات ایشان بود آموزش و پرورش باستانشناس بود. ایشان با تعدادی از همکاران جوان کاوشها را شروع کرد و تعدادی از افرادی که با ایشان در جیرفت کار کردند به باستانشناسان خوبی تبدیل شدهاند. مجیدزاده هیچوقت موضوع آموزش را فراموش نکرد؛ با اینکه سالها به اجبار دانشگاه را ترک کرده بود و بعد هم که بازنشسته شد.
سیدسجادی افزود: چشم و گوش و دل و حواس مجیدزاده همیشه در جیرفت بود. در همین یکی، دو سال اخیر که ما کجدارومریز در جیرفت کاوش میکنیم که به دلیل مسائل بودجهای و کارشکنیها نتوانستهایم بهصورت پیوسته آن را انجام بدهیم، مرتب با من در تماس بود و میگفت چه کاری بکنیم.
با اینکه در سالهای آخر حیات کسالت داشت اما جیرفت را فراموش نمیکرد و دغدغه آن را داشت.
میراث مکتوب مجیدزاده
وی همچنین به انتشار کتابها و مقالات ارزشمندِ مجیدزاده اشاره و بیان کرد: او مقالات متعددی به زبانهای مختلف از جمله فارسی و انگلیسی و فرانسه دارد ولی دو، سه کار او بسیار شاخص است.
یکی کتاب تاریخ و تمدن ایلام است که منبع بسیار خوبی برای شناخت این تمدن است. همچنین، کتاب تاریخ و تمدن بینالنهرین در سه جلد است که برنده جایزه کتاب سال ایران هم شد. گزارشهای جیرفت را هم در سه جلد منتشر کرد.
سرپرست کاوشهای باستانشناسی کنارصندل جیرفت ادامه داد: چه حفاریها ادامه پیدا کند و چه به دلیل مشکلات و مسائل گوناگونی که به وجود آمده، متوقف باشد، این سه جلد کتاب و مقالات مجیدزاده ماندگار شد و ۳۰ سال دیگر یک دانشجوی باستانشناسی بخواهد بداند در جیرفت و رودبار و عنبرآباد چه خبر است بایدبه کتابهای مجیدزاده مراجعه کند.
آرزوی مجیدزاده برای جیرفت
سیدسجادی در پاسخ به این پرسش ایرنا که در آخرین گفتوگوهایی که در زمان حیات ایشان داشتید آیا آرزو، خواسته یا توصیهای درباره جیرفت داشت؟ گفت: آنچه که بسیار درباره آن به من اصرار میکرد و حرفشان هم حق و درست بود دنبال کردن و یافتن آرشیو این شهر باستانی بود.
وی افزود: از سایتهای باستانی جنوب شرق ایران، نوشته نداریم و یا بسیار اندک داریم؛ فقط تعدادی لوح در تپهیحیی پیدا شده که به نظر میرسد متعلق به خود این تپه نیست و احتمالا بازرگانان شوش آن را آوردهاند. در شهر سوخته هم فعلا فقط ۲ لوح بیشتر پیدا نکردهایم اما در جیرفت، چهار لوح پیدا شد که خط آن کاملا ناشناخته است و مشخص نیست کشف رمز این خط چه زمانی و چگونه انجام خواهد شد.
سرپرست کاوشهای باستانشناسی کنارصندل جیرفت ادامه داد: این چهار کتیبه نشاندهنده آشنایی مردم کنارصندل با نوشتن و ثبت اسناد و مدارک بوده است. چیزی که دکتر مجیدزاده اصرار داشت پیدا کردن آرشیو و بایگانیِ این شهر بود و البته خود ایشان هم بهتر از من میدانست که کار سادهای نیست و به منابع مالی و نیروی کافی باستانشناس و متخصص نیاز دارد که فعلا در شرایط حاضر وجود ندارد.
سیدسجادی اظهار کرد: آمدن من به جیرفت از سال ۱۴۰۲ به دستور ایشان بود و گفت برو و این کار را انجام بده. امیدوارم شرایطی ایجاد شود که بتوانیم این خواسته زندهیاد مجیدزاده را به سرانجام برسانیم.
نظر خود را بنویسید