فردای کرمان ـ سیدمحمدعلی گلابزاده: اخیراً یکی از مبتلایان به بیماری «سیکوپات» یا همان روانآزاری اجتماعی در قالب زشتترین و ناستودهترین کلامها، رئیس جمهوری کشورمان را تهدید کرده که اگر چنین و چنان نکنی، حلقوم تو و تیغ برّای من!
اظهار نظر سخیفی که تردید ندارم مدّاحان اصیل و آگاه از محدودهی وظیفه و رسالت ثناگوئی اهل بیت، بیزاری خود را از او اعلام خواهند کرد، زیرا افرادی این چنین، تنها و تنها هنرشان در بدنام کردن مدّاحان واقعی است؛ و میدانیم اگر وظائفی از ایندست بر عهدهی مدّاحان بود، واژه مقابل مدح یعنی «ذمّ» را نیز به آن اضافه میکردند تا در کنار مدح اهل بیت، «ذمّ» و بدگوئی و فحّاشی به این و آن نیز، در عنوان و وظیفهی آنها گنجانده شود.
بر این باورم که عملکرد این مدّاح، از جمله فحاشّی و بدگوئی آن بانوی ادب ناشناسی است که چندی پیش بر فردوسی خرده گرفته و آن نامدار عرصهی شعر و حماسهی تاریخ جهان را به باد ناسزا گرفته بود تا از این راه «مشهور» شود، و حالا این آقا هم که به نظرم شهوت شهرت او را به دایره جنون کشانده، میکوشد تا با سخنانی از ایندست، بر شهرت خود بیفزاید و نام خود را در شمار بزرگان این حرفه در آورد، و الاّ سخن مولای متقیان علی علیه السلام را نادیده نمیگرفت که فرمود: «آن کس که از لباس تقوی برهنه شد، به هیچ لباسی پوشیده نمیشود»؛ کدام بیتقوائی بالاتر از اینکه در هنگامهی نبرد این سرزمین خدائی، با دشمنانی که حتی به صراحت از تجزیه ایران عزیزمان سخن میگویند، و مردم دیارمان برای پاسداری از همدلی و تقویت نیروی دولتمردان بیش از یکصد شب در خیابانها فریاد اتحاد و پشتیبانی از آنها را سر دادهاند، اینگونه بر طبل جدائی مینوازد و رئیس جمهور یعنی برگزیدهی اکثریت افراد جامعه را با زشتترین تهدیدها مورد عتاب و خطاب قرار میدهد و دلآزار خدمتگزاری که در تمام طول خدمت، به ویژه در روزهای بحرانی جنگ، تا آنجا که در توان داشت کوشید تا مرهم زخمها باشد و با گشودن تنگناها، زندگی عادی و کم دغدغهی جامعه را تضمین کند، نمیشد
نکتهی مهم دیگر اینست که اساساً چه کسی به یک مدّاح اجازه داده تا از محدودهی وظیفه خود فراتر رود و به دومین شخص یک نظام توهین و او را تهدید کند؟ بیگمان اگر رئیس جمهور وظیفهی خود در برابر تعهدی که آن را امضاء کرده، عمل نکند، هستند مقاماتی که به این امر رسیدگی کرده و برابر قانون عمل کنند. آیا دخالت یک مدّاح کمسواد در اینگونه موارد، حکایت «شهر هرت» را تداعی نمیکند؟ یفین داریم که حتی اگر رئیس جمهور، کلام این مدّاح را به هیچ انگارد و با آن برخورد نکند، دادستان محترم، به عنوان مدّعیالعموم، او را تحت پیگرد قانونی قرار میدهد، زیرا ادامهی این وضع موجب خوشحالی دشمن شده و زمینهای را به وجود میآورد که به قول معروف سنگ روی سنگ بند نمیشود؛ حالا بماند که به فرمودهی مولای متقیان «ادب، آینه عقل» است، و کدام بیادبی بالاتر از تهدید یک مدّاح، آن هم در محضر حضرت ابا عبداللهالحسین و مستعمینی که بیزار از اینگونه تفرقهافکنیها هستند.
آسیب دیگری که این مدّاح و برخی از کسانی که برای شهرت بیشتر، در راستای بهرهبرداری مادی، و یا گریاندن مستعمین به هر دروغ و گفتهی ناصوابی متوسل میشوند، بدنام کردن مدّاحان مخلّص و دلبستهی اهل بیت است.
از یاد نمیبرم که مرحوم آیتالله جعفری، امام جمعه پیشین کرمان، در یکی از جلسات شورای فرهنگ عمومی به رفتار مداحانی از این دست اعتراض کرد و به نقل خاطرهای پرداخت که بیان آن را بیمناسبت نمیدانم. ایشان گفت: در سفری که به مکّه داشتیم، یک روز عصر به من گفتند فلان مداح در سالن هتل مراسمی دارد که اگر ممکن است شما هم شرکت کنید. با توجه به شناخت نسبی از او، نپذیرفتم و گفتم، صدای ایشان را در محل استراحتم میشنوم و نیازی به حضور نیست. اتفاقاً همین طور هم شد و صدای مدّاح را شنیدم که میگفت: مدتی پیش، یکی از زائرین خانه خدا گم شد و چند ساعتی از او خبری نبود، وقتی آمد، از او پرسیدند، کجا بودی؟ با اکراه گفت، مایل نبودم بگویم ولی حالا که میپرسید، عرض میکنم که خدمت آقا (منظور، امام زمان عجل الله تعالی) بودم، حاضرین گفتند، آقا به شما چه فرمودند؟ او جواب داد، فرمودند به مدّاحان بگوئید روضه عمّهام زینب را زیاد بخوانید!!
در اینجا شادروان جعفری، ضمن نقد این گفتار گفتند، فکرش را بکنید که امام زمان این همه مصیبتی که در دنیای امروز، به ویژه بر مسلمین و بخصوص مردم فلسطین و... میرود را فرموش کنند و به فکر روضه عمهشان زینب باشند!!
حُسن ختام، کلامی از سرور و سالار شهیدان، حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را میآورم که امید است، این مدّاح نیز آن را ازیاد نبرد، امام میفرمایند: ای مردم، با ارزشهای اخلاقی زندگی کنید... و اگر زشتیها را به درستی مشاهده میکردید، آن را بسیار زشتروی و بدقیافه میدیدید که دلها از آن نفرت داشته و چشمها فرو بسته میشد تا آن را ننگرد» (کشف الغمه، ج2، ص29)
من که نفرت از کلام این آقا را با همهی وجود احساس کردم و چشمها را فرو بستم که زشتی آن را نبینم، تا عکسالعمل شما چه باشد؟!
نظر خود را بنویسید